هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

975- همام کیست؟

روایتی است از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اصول کافی و نهج البلاغه نقل شده که روایت بلندی است و به خطبه همام معروف است. این خطبه عجیبی است و ما قسمت اول این خطبه را از جلد 2 اصول کافی ص 226 نقل می کنیم از امام صادق (علیه السلام):
مردی که او را همام صدا می کردند و عابد و زاهد کوشایی بود وقتی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشغول خطبه بود از جایش بلند شد و گفت: ای امیرمؤمنان! مؤمن را آنطور برای ما تعریف کن که انگار او را در برابر خودمان می بینیم.
امام (علیه السلام) در پاسخ به او تأمل و درنگ فرمود: زیرا مصلحت را در تأخیر جواب می دید، پس از آن امام بطور اجمال فرمود: ای همام، تو خود از خدا بترس و نیکوکار باش که ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون(1157) یعنی: خدا با پرهیزکاران و نیکوکرداران است. همام به این پاسخ اکتفا نکرد تا اینکه حضرت را سوگند داد: امام خطبه ای مفصل از اوصاف مؤمن فرمود: چون امام اوصاف مؤمن را می شمارد همام بی هوش شد و در آن بی هوشی از دنیا رفت. علی (علیه السلام) فرمود باشید سوگند به خدا که از چنین پیش آمدی بر او می ترسیدم و پس از آن فرمود: اندرزهای درست به اهلش چنین تأثیر می کند یکی از حاضرین (ابن کواکه از خوارج بود) گفت: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) تو چه حال داری؟ و چرا این اندرزها در تو تأثیر ندارد، یا چون چنین گمان می داشتی چرا باعث مرگ او شدی؟) امام (علیه السلام) فرمود: وای بر تو هر اجلی را وقتی است که از آن نمی گذرد دیر یا زود نمی شود و سببی است که از آن تجاوز نمی کند پس از اینگونه گفتار که شیطان بر زبانت راند بازیست.(1158)
متن خطبه همام المؤمن من هو الکیس الفطن...
مؤمن زیرک و تیز هوش است که بشاش است و اگر غصه ای هم داشته باشد آنرا آشکار نمی کند دلش از هر چیز دیگر و خودش از همه چیز در نظرش خوارتر، از هر کس که از بین رفتنی باشد دوری می کند و نسبت به حسنات و نیک ها طمعکار و آزمند است کینه توز نیست چشم تنگ نمی باشد، جر و بحث بیهوده نمی کند، کارش سبب و نفرین کردن نیست، پیوسته عیب نمی گیرد، غیبت نمی کند، از اینکه بالاتر از دیگران باشد خوشش نمی آید، ریا و سمعه را دوست نمی دارد، در مسائل بی تفاوت نیست، همتش عالی است، سکوتش فراوان با وقار است، با مروت است (نیک دیگران در حق او) یادش می ماند، پایمرد و قدر دان است، اگر غمی هم داشته باشد از روی تفکر و تعقل است و بی مورد نیست، از فقرش خشنود است خوش بر خورد و قابل انعطاف است، استبداد در کارش نیست، پایبند به عهد و پیمان است، و اذیتش کم، دروغ نمی گوید و پرده دری نمی کند...

976- ایراد خطبه ای بدون نقطه

خطبه ای است بدون نقطه که حضرت امیر (علیه السلام) پیرامون مسائلی چون حمد الهی و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بت پرستی - اطاعت حق - ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، اخلاقیات و... صحبت فرموده اند: (البته این خطبه طولانی است که مختصری از آن آمده است).
الحمد لله اهل الحمد و ماواه، و له اوکد الحمد و احلاه و اسرع الحمد و اسراه و اطهر الحمد و اسماه و اکرم الحمد و اولاه، الحمد لله الملک الملک المحمود و المالک الود مصور کل مولود و مال کل مطرود، ساطح المهاد و موطد الاطواد و مرسل الامطار و مسهل الاوطار، عالم الاسرار و مدرکها و مدمر الا ملاک و مهلکها و مکور الدهور و مکررها و مورد الامور و مصدرها، عم سماحه و کمل رکامه و همل، و طاوع السوال و الامل، و اوسع الرمل و ارمل، احمده حمدا ممدودا و اوحده کما وحد الاواه، و هو الله لا اله للامم سواه و لاصادع لما عدله و سواه...
حمد و ثناء خداوندی را که اهل حمد بوده و جایگه آن مختص او می باشد و برترین و شیرین ترین و سریع ترین و گسترده ترین و پاکترین و بالاترین و گرامی ترین و سزاوارترین حمدها بر ذات او باد. سپاس خداوندی را که پادشاهی است مورد ستایش و مالکی است بسیار مهربان و با محبت، هر مولودی را صورت می بخشد و هر طرد شده ای را ملجا و پناهگاه است، گستراننده دشت ها و صحراها و برپا کننده کوهها و بلندی ها است، فرو فرستنده بارانها و آسان کننده مشکلات و نیازها است، عالم و دانا به همه اسرار و درهم کوبنده و نابود کننده همه پادشاهان است، روزگاران را به سرانجام رسانده و آنان را مجدداً به عرصه وجود می آورد و مرجع و مصدر همه امور اوست، جود و عطایش همه چیز را رد برگرفته و ابر بخشش او، با کمال ریزش، همگان را فرا گرفته است، خواسته ها و امیدهای بندگان را برآورده نمود و به ریگزاران افزونی و توسعه بخشیده است.
حمد و ستایش می کنم او را، حمد و ستایشی بی انتها، و یگانه اش می شمارم همانگونه که بنده دعا کننده گریان، او را یگانه می شمارد و اوست خداوندی که امتها را خدایی جز او نیست، و کسی نیست که آنچه را که او بر پا و تنظیم کرده درهم فرو ریزد...(1159)

977- حمد حق تعالی

مولای عارفان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در باب حمد مطالبی بسیار عالی دارد که از باب نمونه جملاتی از آن را از کتاب مستدرک سفینة البحار ج 3، ص 73 نقل می کنیم:
الحمد لله الذی جعل الحمد علی عباده من غیر حاجة منه الی حامدیه، و طریقاً من طرق الاعتراف بلا هوتیته صمدانیته...
یعنی: خداوند را سپاس، که بندگانش را مشرف به تشریف حمد فرمود، بدون اینکه به سپاسگزاری آنان نیازمند باشد، و این کلمه جامعه را که باید از عمق قلب و حقیقت وجود برخیزد، راهی از راههای اعتراف به لاهوتیت و صمدیت و ربوبیت و فردیت خود قرار داد و آن را علت ازدیاد رحمتش بر عباد اعلام کرد و راهی روشن برای طالب فضلش فرمود، و در کنون و سر این لفظ، حقیقت این معنی را که سپاس و حمد اعتراف به منعم بودن او نسبت بر هر حمدی است جلوه داد.