هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

954- نحوه مهمانداری

روزی مردی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دعوت کرد که به خانه او تشریف فرما شود. امام فرمود: قد اجیتک علی ان تضمن لی ثلاث... ان لا تدخل علی شیئاً من خارج و لا تدخر عنی شیئاً فی البیت و لا تجحف بالعیال.
یعنی: دعوت ترا می پذیرم در صورتی که سه موضوع زیرا را تعهد و رعایت کنی: یکی آنکه چیزی از خارج خانه برای پذیرایی من فراهم نیاوری. دیگر آنکه به ما حضر اکتفا کنی و و خود را به تکلیف نیفکنی و سوم آنکه از این رهگذر به عیال خود سختی و ستم روا نداری عرضه داشت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) رعایت هر سه موضوع را تعهد می کنم و حضرت آنگاه دعوتش را قبول فرمود.

955- عوامل تنگدستی و فقر

روایت شده است که شخصی به حضور امیرالمؤمنین (علیه السلام) از تنگی معیش خود حکایت کرد. امام فرمود: لعک تکتب بقلم معهود فقال: لا. فقال لعلک تمشط بمشط مکسور فقال: لا...
فقر و تنگذستی تو شاید به این سبب است که با قلم گره دار می نویسی. عرضه داشت: خبر یا امیرالمؤمنین (علیه السلام).
فرمود: شاید با شانه شکسته موی خویش را می آرایی؟ گفت: نه.
فرمود: شاید از کسی که عمرش از تو بیشتر است جلوتر می روی (رعایت ادب بزرگتر نمی کنی و جلوتر از آنها راه می روی) گفت: نه.
فرمود: شاید بعد از طلوع فجر می خوابی؟ گفت: نه.
فرمود: شاید که در مورد پدر و مادر خود از دعای خیر دریغ می ورزی؟ عرضه داشت آری یا امیرالمؤمنین (علیه السلام).
پس آنگاه امام دستور فرمود، که برای رفع بلای تنگدستی، پدر و مادر خود را از دعا فراموش نکند و آنگاه فرمود: از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: ترک دعای خیر برای پدر و مادر روزی آدمی را می برد و او را به تنگدستی مبتلا می سازد(1132)

956- استغفار و طلب آمرزش

در محضر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کسی جمله استغفرالله را بر زبان آورد آن حضرت فرمود:
تکلتک امک اتدری ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العلیین هو اسم وقع علی ستة علی معان؛ اولها: الندم علی ما مضی...
مادر به سوگت نشیند آیا می دانی که معنی استغفار چیست؟ استغفار مرتبه بلند پایگان است این کلمه شش معنی دارد:
اول: آنکه آدمی از کار و کرده خود پشیمان شده باشد، دوم: آنکه مصمم شود که دیگر به کردار بد گذشته خود باز نگردد، سوم: آنکه حقوقی که از مردم بر ذمه دارد ادا کند و پاک و صافی به ملاقات حق تعالی رود و عهده اش، از بار حقوق دیگران فارغ و آسوده باشد چهارم: آنکه واجباتی که عمل نکرده و تباه و ضایع ساخته است به نحو شایسته به انجام رساند، پنجم: آنکه فربهی تن خود را که به نامشروع حاصل گردیده به آتش اندوه آب کند تا آنگاه که پوستی و استخوانی بیش، از او به جای نماند و تا آن که گوشت تازه از راه حلال و مشروع بر آن بروید، ششم: آنکه به جبران حلاوت و لذتی که از ارتکاب معاصی احساس کرده تلخی و مرارت طاعت را در ذائقه جان خود بچکاند، در چنین وضعی آدمی شایسته آمرزش می گردد و به جاست که کلمه استغفار به زبان آورد.(1133)