هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

952- ترک ریا کاری

روزی علی (علیه السلام) مردی را دید که سر در پیش افکنده، به نحوی که نشان می دهد که من پارسا و عابد و پرهیزکارم! حضرت به او فرمود: ای جوان، این پیچی که در گردن انداختی در دل خود اندازی، که خدای متعال در دل آدمی می نگرد، پس بدان که در روز قیامت ریاکاران را خطاب می کنند: نه شما آنید که متاع دنیا به شما ارزان تر فروختند؟ و نه آنید که مردمان بر در سرای شما ایستادند؟ و نه آنید که ابتدا به شما سلام کردند؟ پس اینها به مثابه جزای اعمال شما بود که به شما رسانیدیم ولی امروز دیگر به شما چیزی نخواهد رسید.(1129)

953- نحوه برخورد با جاهل

ابراهیم پسر مهدی عباسی (لعنة الله علیه) خوابی دید که برای مأمون چنین نقل کرد:
در عالم رویا دیدم که در راهی با علی (علیه السلام) می رفتیم وقتی به پلی رسیدیم خواستم بر او سبقت گیرم روی به او کردم و گفتم تو خواستی به شرافت همسرت خلافت را تصاحب کنی.(1130)
اما او به من جوابی نداد. مأمون پرسید پس چه گفت؟
ابراهیم گفت: او فقط به من سلام کرد.
مأمون گفت: چون علی (علیه السلام) تو را جاهل دانسته جوابت نیز همین بوده است.(1131)
لذا امام علی (علیه السلام) در شعری که به ایشان منسوب است می فرماید:
من لم یکن عنصره طیباً - لم یخرج الطیب من فیه
کل امر یشبهه فعله - و ینضح الکوز بما فیه
آنکس را که طینت و سرشت پاک نیست سخن پاک از دهانش نخواهی شنید همانا کار هر کس مثالی از اوست و از کوزه همان برون تراود که در اوست

954- نحوه مهمانداری

روزی مردی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دعوت کرد که به خانه او تشریف فرما شود. امام فرمود: قد اجیتک علی ان تضمن لی ثلاث... ان لا تدخل علی شیئاً من خارج و لا تدخر عنی شیئاً فی البیت و لا تجحف بالعیال.
یعنی: دعوت ترا می پذیرم در صورتی که سه موضوع زیرا را تعهد و رعایت کنی: یکی آنکه چیزی از خارج خانه برای پذیرایی من فراهم نیاوری. دیگر آنکه به ما حضر اکتفا کنی و و خود را به تکلیف نیفکنی و سوم آنکه از این رهگذر به عیال خود سختی و ستم روا نداری عرضه داشت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) رعایت هر سه موضوع را تعهد می کنم و حضرت آنگاه دعوتش را قبول فرمود.