هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

950- نماز، قرب، لقای حق

حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وقتی که وقت نماز می شد به خود می پیچید و متزلزل می شد، از آن حضرت سؤال شد یا علی (علیه السلام) چه می شود چرا شما در وقت نماز اینگونه اید؟ می فرمود: آمد وقت امانتی که حق تعالی عرضه داشت بر آسمانها و زمین و آنها ابا کردند از حمله آن و بر حذر شدند از آن.(1126) و حضرت سجاد (علیه السلام) نیز وقتی مهیای وضو می شد رنگ مبارکش زرد می شد سبب آنرا سؤال کردند فرمود: آیا نمی دانید در حضور کی ایستادم.(1127)

951- زایمان عجیب و قضاوتی عجیب تر

زنی از شوهر قانونی خود فرزندی به دنیا آورد که او دو سر و دو بدن روی یک کمر داشت. خانواده نوزاد دچار اشکال شدند و نمی دانستند که آیا این نوزاد یک نفر است یا دو نفر، به محضر مبارک حضرت علی (علیه السلام) شرفیاب شدند تا در این باره سؤال کنند حضرت بعد از دیدن کودک فرمود: بچه را در موقع خواب آزمایش کنید باین ترتیب که وقتی هر دو در خوابند یکی از آن دو سر یا دو بدن را حرکت دهید و بیدار کنید اگر هر دو با هم در یک لحظه بیدار شدند این دو یک انسانند ولی اگر یکی بیدار شد و دیگری در خواب بود آنها دو انسانند و ارث دو نفر را می برند.(1128)

952- ترک ریا کاری

روزی علی (علیه السلام) مردی را دید که سر در پیش افکنده، به نحوی که نشان می دهد که من پارسا و عابد و پرهیزکارم! حضرت به او فرمود: ای جوان، این پیچی که در گردن انداختی در دل خود اندازی، که خدای متعال در دل آدمی می نگرد، پس بدان که در روز قیامت ریاکاران را خطاب می کنند: نه شما آنید که متاع دنیا به شما ارزان تر فروختند؟ و نه آنید که مردمان بر در سرای شما ایستادند؟ و نه آنید که ابتدا به شما سلام کردند؟ پس اینها به مثابه جزای اعمال شما بود که به شما رسانیدیم ولی امروز دیگر به شما چیزی نخواهد رسید.(1129)