هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

945- صبر چیست؟

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مسجد در آمد، ناگاه مردی را غمناک و ناراحت و سر به گریبان دید از او سؤال کرد در چه حالی؟ چه خبر است؟ تو را چه می شود؟ آن شخص عرض کرد: یا علی (علیه السلام) پدر و مادر و برادرم مرده اند. می ترسم از این غصه زهره ترک شوم!
حضرت فرمود: بر تو باد تقوا و صبر تا فردای قیامت با این دو سرمایه به محضر حق شرفیاب شوی صبر رد امور چون سر است از تن، چون سر از تن جدا گردد تن فاسد شود و چون در کارها صبر نباشد همه کارها فاسد گردد.(1119)
لذا حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: نشانه صابر در سه چیز است:
1- کسل و سست و بی حال نمی شود.
2- دلتنگ و بی قرار نمی گردد.
3- از خدای خود شکایت نمی کند.
زیرا اگر کسل شود حق را ضایع می کند و اگر دلتنگ گردد به شکر بر نیم خیزد و اگر از خداوند شکایت کند به راه عصیان رفته است.(1120)

946- شبی با علی (علیه السلام)

ابن عباس گفت: شبی از شب ها علی (علیه السلام) به من فرمود: وقتی نماز عشاءی خود را خواندی پیش من بیا تا به تو فایده ای دهم. ابن عباس می گوید: خدمت علی (علیه السلام) رسیدم، شبی مهتابی و بسیار روشن بود. علی (علیه السلام) از من سؤال کرد ابن عباس: تو تفسیر الف الحمد را می دانی؟ عرض کردم: یا علی (علیه السلام) این تو هستی که می دانی، ابن عباس می گوید: علی (علیه السلام) شروع کرد به تفسیر الف؛ و یک ساعت از آن را به تفسیر الف پرداخت، آنگاه مجدد از من سؤال فرمود: فما تفسیر اللام من الحمد آیا تفسیر لام الحمد را می دانی؟ جواب همان دادم و علی (علیه السلام) یک ساعت دیگر در تفسیر حرف لام سخن گفت پس حا الحمد نیز به همین منوال و در میم نیز همانطور و در دال نیز به همان شکل، چون از تفسیر این حروف فارغ گشت فجر صبح صادق از مشرق سر بر آورد در این جا بود که علی (علیه السلام) فرمود:
لو شئت لا و قرت بصیراً من تفسیر سورة الفاتحه؛ اگر می خواستم هفتاد شتر از تفسیر سوره حمد بار می کردم.(1121)

947- تفسر الله اکبر اذان

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) از پدران بزرگوارش از امام حسین (علیه السلام) نقل کرد که امام حسین (علیه السلام) فرمود: روزی در محضر پدر بزرگوارم میان مسجد نشسته بودیم که مؤذنی بالای بلندی رفت و شروع به گفتن اذان کرد. همین که دو بار گفت: الله اکبر پدرم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چنان زار زار گریست، که بر اثر آن ما هم به گریه افتادیم و چون اذان را به پایان رسانید پدرم فرمود: آیا می دانید مؤذن چه می گوید: عرض کردیم: خدا و پیغمبرش (علیه السلام) و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او داناترند. فرمود: اگر معنای آنچه را او می گوید بفهمید قطعاً لبان خود را کمتر به خنده خواهید گشود و بیشتر گریان خواهید بود....(1122)