هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

944- مرد مردان عالم

رحمت و بخشش حضرت علی (علیه السلام) در زمان خود آن حضرت، زبان زد عام و خاص بوده است در یکی از کارزارها جنگجویی از مشرکین ملقب به قوچ لشکر با حضرت درگیر شد و به جنگ امام آمد امام او را بزیر انداخت و تیغ از نیام برکشید تا سر او را از تن جدا کند اما آن مرد با التماس، عرض کرد: ای علی (علیه السلام) آیا آیا مرا، که کودکانی خردسال دارم می کشی؟ حضرت برخاست و فرمود: تو را به خاطر کودکانت بخشیدم، یا در پیکاری دیگر بر سوارکاری تیغ از نیام کشید اما پیش از آنکه بر فرق او ضربه را وارد سازد حریف حضرت بانگ سرداد که ای علی (علیه السلام) شمشیرت را به من ببخش، امام شمشیرش را به وی داد و خود بدون سلاح در برابر دشمن ایستاد و چه بسیار است مانند این داستان مثل ماجرای عمروبن عاص و بسربن ارطاة که برای حفظ جان خود پرده از عورت خود برکشیدند و مهلکه جنگ با آن حضرت گریختند.(1118)

945- صبر چیست؟

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مسجد در آمد، ناگاه مردی را غمناک و ناراحت و سر به گریبان دید از او سؤال کرد در چه حالی؟ چه خبر است؟ تو را چه می شود؟ آن شخص عرض کرد: یا علی (علیه السلام) پدر و مادر و برادرم مرده اند. می ترسم از این غصه زهره ترک شوم!
حضرت فرمود: بر تو باد تقوا و صبر تا فردای قیامت با این دو سرمایه به محضر حق شرفیاب شوی صبر رد امور چون سر است از تن، چون سر از تن جدا گردد تن فاسد شود و چون در کارها صبر نباشد همه کارها فاسد گردد.(1119)
لذا حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: نشانه صابر در سه چیز است:
1- کسل و سست و بی حال نمی شود.
2- دلتنگ و بی قرار نمی گردد.
3- از خدای خود شکایت نمی کند.
زیرا اگر کسل شود حق را ضایع می کند و اگر دلتنگ گردد به شکر بر نیم خیزد و اگر از خداوند شکایت کند به راه عصیان رفته است.(1120)

946- شبی با علی (علیه السلام)

ابن عباس گفت: شبی از شب ها علی (علیه السلام) به من فرمود: وقتی نماز عشاءی خود را خواندی پیش من بیا تا به تو فایده ای دهم. ابن عباس می گوید: خدمت علی (علیه السلام) رسیدم، شبی مهتابی و بسیار روشن بود. علی (علیه السلام) از من سؤال کرد ابن عباس: تو تفسیر الف الحمد را می دانی؟ عرض کردم: یا علی (علیه السلام) این تو هستی که می دانی، ابن عباس می گوید: علی (علیه السلام) شروع کرد به تفسیر الف؛ و یک ساعت از آن را به تفسیر الف پرداخت، آنگاه مجدد از من سؤال فرمود: فما تفسیر اللام من الحمد آیا تفسیر لام الحمد را می دانی؟ جواب همان دادم و علی (علیه السلام) یک ساعت دیگر در تفسیر حرف لام سخن گفت پس حا الحمد نیز به همین منوال و در میم نیز همانطور و در دال نیز به همان شکل، چون از تفسیر این حروف فارغ گشت فجر صبح صادق از مشرق سر بر آورد در این جا بود که علی (علیه السلام) فرمود:
لو شئت لا و قرت بصیراً من تفسیر سورة الفاتحه؛ اگر می خواستم هفتاد شتر از تفسیر سوره حمد بار می کردم.(1121)