هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

934- اندرزی بنما

روزی شخصی خدمت علی (علیه السلام) رسید و عرض کرد: یا علی (علیه السلام) مرا پندی ده. حضرتش فرمود: بتو سفارش می کنم که کار خیر و خوب خود را هرگز زیاد مپندار و گناهان خود را هر چند که کم باشند کم حساب نکن. شخص دیگری به آن حضرت او عرض کرد: مرا اندرزی فرما. حضرت فرمود: خویشتن خود را تلقین به فقر و تنگدستی و طول عمر مکن.(1106)

935- از بسیاری از آنها می گذرد

اصبغ بن نباته می گوید: روزی از علی (علیه السلام) شنیدم که فرمود: من به شما حدیثی می گویم که سزاوار است هر مسلمانی آن را حفظ کند سپس رو به ما کرد و فرمود:
خداوند بنده مؤمنی را در این دنیا کیفر نکند الا اینکه بهتر و آبرومندتر از آن در قیامت به کیفر او بازگردد و خدا هیچ بنده مؤمنی در این دنیا پرده پوشی او را نکند و از او نگذرد جز اینکه بهتر و آبرومندتر است از اینکه روز قیامت از او در گذرد سپس فرمود: گاهی خداوند بنده مؤمنی را دچار بلائی در بدن یا مال یا فرزند یا خانواده اش می کند. سپس این آیه را خواند (شوری/30) هر مصیبت که به شما رسد به سبب آنچه است که بدست خود کردید و از بسیاری هم می گذرد و تا سه بار حضرتش دست خود را بهم زد و می فرمود: و از بسیاری هم می گذرد.(1107)

936- معاد و خداشناسی

شعری است منسوب به امام علی (علیه السلام) که آن حضرت قانون عقلی وجوب دفع خطر احتمالی را که به اعتقاد بعضی زندگی پس از مرگ را باطل و هیچ مپندارند را به صورت زیبایی به نظم کشیده است.
زعم المنجم و الطبیب کلاهما - ان لا معاد فقلت ذاک الیکما
ان صح قولکما فلست بخاسر - ان صح قولی فالو بال علیکما(1108)
منجم و طبیب هر دو چنین پنداشتند که معادی نیست. گفتم: شما در انتخاب عقیده آزادید ولی اگر عقیده شما (عدم وجود معاد) درست باشد من ضرر نکردم، اما اگر عقیده من (معاد روز قیامت و محاسبه میزان الهی) درست باشد شما زیانکارید.