هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

933- چگونه صبح کردی؟

روزی جابر به علی (علیه السلام) گفت: یا علی (علیه السلام) چگونه صبح کردی؟ حضرت در پاسخ او فرمود: صبح کردیم در حالی که در نعمت های بی حد و شمار خداوند قرار دادیم و با گناهان فراوان خود همراه، نتوانیم از شکر خوبیهایی، که به ما داده است، بجا آوریم یا زشتی هایی که از ما پرده پوشی کرد!(1105)

934- اندرزی بنما

روزی شخصی خدمت علی (علیه السلام) رسید و عرض کرد: یا علی (علیه السلام) مرا پندی ده. حضرتش فرمود: بتو سفارش می کنم که کار خیر و خوب خود را هرگز زیاد مپندار و گناهان خود را هر چند که کم باشند کم حساب نکن. شخص دیگری به آن حضرت او عرض کرد: مرا اندرزی فرما. حضرت فرمود: خویشتن خود را تلقین به فقر و تنگدستی و طول عمر مکن.(1106)

935- از بسیاری از آنها می گذرد

اصبغ بن نباته می گوید: روزی از علی (علیه السلام) شنیدم که فرمود: من به شما حدیثی می گویم که سزاوار است هر مسلمانی آن را حفظ کند سپس رو به ما کرد و فرمود:
خداوند بنده مؤمنی را در این دنیا کیفر نکند الا اینکه بهتر و آبرومندتر از آن در قیامت به کیفر او بازگردد و خدا هیچ بنده مؤمنی در این دنیا پرده پوشی او را نکند و از او نگذرد جز اینکه بهتر و آبرومندتر است از اینکه روز قیامت از او در گذرد سپس فرمود: گاهی خداوند بنده مؤمنی را دچار بلائی در بدن یا مال یا فرزند یا خانواده اش می کند. سپس این آیه را خواند (شوری/30) هر مصیبت که به شما رسد به سبب آنچه است که بدست خود کردید و از بسیاری هم می گذرد و تا سه بار حضرتش دست خود را بهم زد و می فرمود: و از بسیاری هم می گذرد.(1107)