هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

932- صبر در مرگ عزیزان

روزی علی (علیه السلام) به عنوان تسلیت دادن به اشعث در مرگ برادرش عبدالرحمان به او فرمود: ای اشعث: اگر بی تابی کنی در مرگ برادرت حق عبدالرحمن است که اینگونه ادا می نمایی و اگر صبر کنی حق خدا است که ادا کردی، و اگر صبر کنی قضا الهی بر تو روا شده است و تو هم آن را با صبر خود ستوده ای و اگر بی تابی کنی قضا حق و بر تو روا شده ولی تو آن را نکوهیده ای. اشعث گفت: انا لله و انا لیه راجعون امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: آیا می دانی معنی و تأویل آن را که گفتی چیست؟ اشعث گفت: تو پایان هر دانشی و نهایت آن. آنگاه حضرت فرمود: اما گفته است در انا لله به معنی اعتراف به ملک خداست و اما گفته ات در اناالیه راجعون اعتراف به هلاکت و زوال خود است.(1104)

933- چگونه صبح کردی؟

روزی جابر به علی (علیه السلام) گفت: یا علی (علیه السلام) چگونه صبح کردی؟ حضرت در پاسخ او فرمود: صبح کردیم در حالی که در نعمت های بی حد و شمار خداوند قرار دادیم و با گناهان فراوان خود همراه، نتوانیم از شکر خوبیهایی، که به ما داده است، بجا آوریم یا زشتی هایی که از ما پرده پوشی کرد!(1105)

934- اندرزی بنما

روزی شخصی خدمت علی (علیه السلام) رسید و عرض کرد: یا علی (علیه السلام) مرا پندی ده. حضرتش فرمود: بتو سفارش می کنم که کار خیر و خوب خود را هرگز زیاد مپندار و گناهان خود را هر چند که کم باشند کم حساب نکن. شخص دیگری به آن حضرت او عرض کرد: مرا اندرزی فرما. حضرت فرمود: خویشتن خود را تلقین به فقر و تنگدستی و طول عمر مکن.(1106)