هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

931- مردم دو گونه اند

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: فرزندان من مبادا با مردم ستیزه کنید که بیش از دو قسم نیستند، یا خردمندی است، که با شما مکر و حیله بکار می برد و یا نادان که هر چه زودتر آسیب بر شما می رساند...، گفت: و شنود مانند نر و ماده اند که چون با هم جفت شوند ناچار نتیجه ای خواهند داشت، سپس دو بیت شعر انشاء فرمود:
سلیم العرض من حذر الجوابا - و من داری الرجال فقد اصابا
و من هاب الرجال تهیبوه - و من حقر الرجال فلن یهابا
هر کس از جواب گفتار خویش بهراسد، آبروی خود را حفظ کرده و هر کس با مردان مدارا کند به راه صواب رفته است و آنکه برای مردان احترام نگه دارد، آنان نیز احترامش را نگه می دارند و آنکه آنان را کوچک شمرد بزرگی خویش را از دلهای آنان برده است. (1103)

932- صبر در مرگ عزیزان

روزی علی (علیه السلام) به عنوان تسلیت دادن به اشعث در مرگ برادرش عبدالرحمان به او فرمود: ای اشعث: اگر بی تابی کنی در مرگ برادرت حق عبدالرحمن است که اینگونه ادا می نمایی و اگر صبر کنی حق خدا است که ادا کردی، و اگر صبر کنی قضا الهی بر تو روا شده است و تو هم آن را با صبر خود ستوده ای و اگر بی تابی کنی قضا حق و بر تو روا شده ولی تو آن را نکوهیده ای. اشعث گفت: انا لله و انا لیه راجعون امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: آیا می دانی معنی و تأویل آن را که گفتی چیست؟ اشعث گفت: تو پایان هر دانشی و نهایت آن. آنگاه حضرت فرمود: اما گفته است در انا لله به معنی اعتراف به ملک خداست و اما گفته ات در اناالیه راجعون اعتراف به هلاکت و زوال خود است.(1104)

933- چگونه صبح کردی؟

روزی جابر به علی (علیه السلام) گفت: یا علی (علیه السلام) چگونه صبح کردی؟ حضرت در پاسخ او فرمود: صبح کردیم در حالی که در نعمت های بی حد و شمار خداوند قرار دادیم و با گناهان فراوان خود همراه، نتوانیم از شکر خوبیهایی، که به ما داده است، بجا آوریم یا زشتی هایی که از ما پرده پوشی کرد!(1105)