هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

930- بازیچه جریانات روز نگردد

سلیم بن قیس هلالی شنیدم، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمود: از سه کس بر دین خودتان بترسید مردی که قرآن را فرا گرفته (و بعلوم قرآن آشنا شده است) همین که نشاط و خرمی به چهره اش نشست (کنایه از اینکه موقعیت اجتماعی بدست آورد)
شمشیرش را به روی همسایه خود کشیده و او را هدف تیر تهمت و شرکت قرار دهد. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) کدامیک به شرک سزاوار ترند؟ فرمود: آنکه تیر تهمت زده است و مردی که بازیچه جریانات روز گردد و هر افسانه دروغین که ساخته شود او دنباله اش را درازتر بکشد و مردی که خدایش عزوجل قدرتی بدست او داده باشد و او گمان کند که فرمان برداری او فرمان بری از خدا است و سرپیچی از فرمانش سرپیچی از فرمان خدا در صورتی که چنین نیست زیرا رد راه معصیت خدا از هیچ مخلوقی نباید اطاعت کرد و مخلوق را نزیبد که دلبند گناه گردد، پس نه در راه معصیت الهی باید از کسی فرمان برد و نه به فرمان شخص گناهکار بایستی در آمد، و فقط می بایست از خداوند و پیغمبرش و جانشینان او فرمان برد و اینکه خداوند دستور فرموده است فقط از دستورات پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت شود برای این است که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم است و پاک و به نافرمانی خداوند دستور نمی دهد و اینکه فقط به اطاعت جانشینان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرموده است برای این است که آنان نیز معصومند و پاک، و امر به گناه نمی کنند.(1102)

931- مردم دو گونه اند

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: فرزندان من مبادا با مردم ستیزه کنید که بیش از دو قسم نیستند، یا خردمندی است، که با شما مکر و حیله بکار می برد و یا نادان که هر چه زودتر آسیب بر شما می رساند...، گفت: و شنود مانند نر و ماده اند که چون با هم جفت شوند ناچار نتیجه ای خواهند داشت، سپس دو بیت شعر انشاء فرمود:
سلیم العرض من حذر الجوابا - و من داری الرجال فقد اصابا
و من هاب الرجال تهیبوه - و من حقر الرجال فلن یهابا
هر کس از جواب گفتار خویش بهراسد، آبروی خود را حفظ کرده و هر کس با مردان مدارا کند به راه صواب رفته است و آنکه برای مردان احترام نگه دارد، آنان نیز احترامش را نگه می دارند و آنکه آنان را کوچک شمرد بزرگی خویش را از دلهای آنان برده است. (1103)

932- صبر در مرگ عزیزان

روزی علی (علیه السلام) به عنوان تسلیت دادن به اشعث در مرگ برادرش عبدالرحمان به او فرمود: ای اشعث: اگر بی تابی کنی در مرگ برادرت حق عبدالرحمن است که اینگونه ادا می نمایی و اگر صبر کنی حق خدا است که ادا کردی، و اگر صبر کنی قضا الهی بر تو روا شده است و تو هم آن را با صبر خود ستوده ای و اگر بی تابی کنی قضا حق و بر تو روا شده ولی تو آن را نکوهیده ای. اشعث گفت: انا لله و انا لیه راجعون امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: آیا می دانی معنی و تأویل آن را که گفتی چیست؟ اشعث گفت: تو پایان هر دانشی و نهایت آن. آنگاه حضرت فرمود: اما گفته است در انا لله به معنی اعتراف به ملک خداست و اما گفته ات در اناالیه راجعون اعتراف به هلاکت و زوال خود است.(1104)