هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

929- راهنمایی شفابخش

فردی در زمان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) زندگی می کرد مرد عرب و مسلمان و ارادتمند به علی (علیه السلام) بود ولی مبتلا به بیماری شده بود. بیماری او طول کشید، بسیار رنجیده خاطر و رنجور بود برای درمان بیماری خود بسیار تلاش کرد و نزد اطباء گوناگون رفت ولی نتیجه نگرفت و همچنان بیماریش ادامه داشت و او همچنان با سختی و رنج می ساخت و می سوخت، سرانجام به محضر علی (علیه السلام) شتافت و از بیماری طولانی خود شکایت کرد و از آن حضرت خواست که راه درمانی به او ارائه دهد.
آری وجود علی (علیه السلام) برای مستضعفین و درماندگان، مایه برکت و رحمت است لذا هیچ کسی از در خانه او نا امید بر نمی گشت. علی (علیه السلام) به او فرمود: آیا همسر داری؟ بیمار گفت: آری. علی (علیه السلام) فرمود: به همسرت بگو مقداری از مهریه خود را به تو ببخشد. سپس از آن بخشیده همسرت مقداری عسل خریداری کن و آن عسل را با قدرت آب باران مخلوط کن و سپس آن عسل را بخور که بخواست خدا شفا می یابی.
بیمار رفت و همین غذای معجون را تهیه نمود و خورد و شفا یافت و در حالی که بسیار خوشحال بود به محضر علی (علیه السلام) آمد و پس از اعلام شفای خود عرض کرد: ای امیرمؤمنان (علیه السلام) من برای درمان خود اموال بسیار خرج کردم و به طبیب های بسیار مراجعه نمودم ولی نتیجه نگرفتم اما شما با یک دستور ساده بیماری مرا درمان کردید به گونه ای که گویی اصلاً بیمار نبودم اینکه آمده ام بپرسم که درمان با این دستور بر چه اساسی بوده اس؟ امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: در مورد مهریه خداوند در قرآن می فرماید: مهریه زنان را بطور کامل بپردازید.
فان طبن لکم عن شیی ء منه نفساً فکلوه هنیاً مرئباً؛ و اگر زنها با رضایت خاطر چیزی از مهریه خود را به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف کنید.(1098)
و در مورد آب باران می فرماید: و نزلنا من السّماء ماء مبارکاً؛ و از آسمان آب پر برکت فرستادیم. (1099)
و در مورد عسل می فرماید: فیه شفاء للناس؛ و در عسل شفای مردم است. (1100)
هر گاه آب باران و قدری از مهریه زن و عسل با هم جمع شوند، در آن معجون حلال و گوارا، برکت و شفا جمع شده است البته چنین معجونی شفابخش است و بیماری را برطرف می سازد.(1101)

930- بازیچه جریانات روز نگردد

سلیم بن قیس هلالی شنیدم، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمود: از سه کس بر دین خودتان بترسید مردی که قرآن را فرا گرفته (و بعلوم قرآن آشنا شده است) همین که نشاط و خرمی به چهره اش نشست (کنایه از اینکه موقعیت اجتماعی بدست آورد)
شمشیرش را به روی همسایه خود کشیده و او را هدف تیر تهمت و شرکت قرار دهد. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) کدامیک به شرک سزاوار ترند؟ فرمود: آنکه تیر تهمت زده است و مردی که بازیچه جریانات روز گردد و هر افسانه دروغین که ساخته شود او دنباله اش را درازتر بکشد و مردی که خدایش عزوجل قدرتی بدست او داده باشد و او گمان کند که فرمان برداری او فرمان بری از خدا است و سرپیچی از فرمانش سرپیچی از فرمان خدا در صورتی که چنین نیست زیرا رد راه معصیت خدا از هیچ مخلوقی نباید اطاعت کرد و مخلوق را نزیبد که دلبند گناه گردد، پس نه در راه معصیت الهی باید از کسی فرمان برد و نه به فرمان شخص گناهکار بایستی در آمد، و فقط می بایست از خداوند و پیغمبرش و جانشینان او فرمان برد و اینکه خداوند دستور فرموده است فقط از دستورات پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اطاعت شود برای این است که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم است و پاک و به نافرمانی خداوند دستور نمی دهد و اینکه فقط به اطاعت جانشینان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم امر فرموده است برای این است که آنان نیز معصومند و پاک، و امر به گناه نمی کنند.(1102)

931- مردم دو گونه اند

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: فرزندان من مبادا با مردم ستیزه کنید که بیش از دو قسم نیستند، یا خردمندی است، که با شما مکر و حیله بکار می برد و یا نادان که هر چه زودتر آسیب بر شما می رساند...، گفت: و شنود مانند نر و ماده اند که چون با هم جفت شوند ناچار نتیجه ای خواهند داشت، سپس دو بیت شعر انشاء فرمود:
سلیم العرض من حذر الجوابا - و من داری الرجال فقد اصابا
و من هاب الرجال تهیبوه - و من حقر الرجال فلن یهابا
هر کس از جواب گفتار خویش بهراسد، آبروی خود را حفظ کرده و هر کس با مردان مدارا کند به راه صواب رفته است و آنکه برای مردان احترام نگه دارد، آنان نیز احترامش را نگه می دارند و آنکه آنان را کوچک شمرد بزرگی خویش را از دلهای آنان برده است. (1103)