هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

927- انگشتران علی (علیه السلام)

عبدخیر می گوید: علی (علیه السلام) چهار انگشتر داشت که آنها را بدست می کرد یکی از آنها یاقوت بود که بخاطر بزرگواری و نجابت در دست می کرد. دیگری فیروزه بود که به منظور پیروزی در دست می کرد و دیگری آن جدید چینی بود که برای قوت خود به دست می کرد و آخری آن عقیق بود که به جهت محفوظ ماندن در دست می کرد و نقش هر یک از آنها عبارت بود از، یاقوت لااله الاالله الملک الحق المبین و نقش فیروزه، الله الملک الحق و نقش حدید چینی العزة الله جمیعاً و نقش عقیق در سه سطر ماشاء الله، لاقوة الا بالله، استغفر الله بود.(1096)

928- معنی ارادت و دوست داشتن

امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزی حارث اعور به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد:یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخدا سوگند که من شما را دوست می دارم. حضرت به او فرمود: ای حارث حال که مرا دوست می داری پس با من دشمنی مکن و با من بازی مکن و مرا آزمایش مکن و با من شوخی و مرا پست و کوچک نکن و مرا از مقام خودم بالاتر مبر.(1097)

929- راهنمایی شفابخش

فردی در زمان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) زندگی می کرد مرد عرب و مسلمان و ارادتمند به علی (علیه السلام) بود ولی مبتلا به بیماری شده بود. بیماری او طول کشید، بسیار رنجیده خاطر و رنجور بود برای درمان بیماری خود بسیار تلاش کرد و نزد اطباء گوناگون رفت ولی نتیجه نگرفت و همچنان بیماریش ادامه داشت و او همچنان با سختی و رنج می ساخت و می سوخت، سرانجام به محضر علی (علیه السلام) شتافت و از بیماری طولانی خود شکایت کرد و از آن حضرت خواست که راه درمانی به او ارائه دهد.
آری وجود علی (علیه السلام) برای مستضعفین و درماندگان، مایه برکت و رحمت است لذا هیچ کسی از در خانه او نا امید بر نمی گشت. علی (علیه السلام) به او فرمود: آیا همسر داری؟ بیمار گفت: آری. علی (علیه السلام) فرمود: به همسرت بگو مقداری از مهریه خود را به تو ببخشد. سپس از آن بخشیده همسرت مقداری عسل خریداری کن و آن عسل را با قدرت آب باران مخلوط کن و سپس آن عسل را بخور که بخواست خدا شفا می یابی.
بیمار رفت و همین غذای معجون را تهیه نمود و خورد و شفا یافت و در حالی که بسیار خوشحال بود به محضر علی (علیه السلام) آمد و پس از اعلام شفای خود عرض کرد: ای امیرمؤمنان (علیه السلام) من برای درمان خود اموال بسیار خرج کردم و به طبیب های بسیار مراجعه نمودم ولی نتیجه نگرفتم اما شما با یک دستور ساده بیماری مرا درمان کردید به گونه ای که گویی اصلاً بیمار نبودم اینکه آمده ام بپرسم که درمان با این دستور بر چه اساسی بوده اس؟ امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: در مورد مهریه خداوند در قرآن می فرماید: مهریه زنان را بطور کامل بپردازید.
فان طبن لکم عن شیی ء منه نفساً فکلوه هنیاً مرئباً؛ و اگر زنها با رضایت خاطر چیزی از مهریه خود را به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف کنید.(1098)
و در مورد آب باران می فرماید: و نزلنا من السّماء ماء مبارکاً؛ و از آسمان آب پر برکت فرستادیم. (1099)
و در مورد عسل می فرماید: فیه شفاء للناس؛ و در عسل شفای مردم است. (1100)
هر گاه آب باران و قدری از مهریه زن و عسل با هم جمع شوند، در آن معجون حلال و گوارا، برکت و شفا جمع شده است البته چنین معجونی شفابخش است و بیماری را برطرف می سازد.(1101)