هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

926- معنای فقر

حارث اعور همدانی می گوید: از جمله پرسشهایی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از فرزند خود امام حسن (علیه السلام) نمود این بود که فقر چیست؟ و او پاسخ داد: آز و شدت تمایل به چیزی، و دیگر پرسش آن حضرت این بود که سفاهت (نادانی) چیست؟ امام حسن (علیه السلام) پاسخ داد پیروی از مردم فرومایه و همنشینی با گمراهان و اینکه سماحة (بزرگواری و بخشش و جوانمردی) چیست؟ پاسخ داد اینکه شخص چه در حال رفاه و چه در حال سختی بخشنده باشد.(1095)

927- انگشتران علی (علیه السلام)

عبدخیر می گوید: علی (علیه السلام) چهار انگشتر داشت که آنها را بدست می کرد یکی از آنها یاقوت بود که بخاطر بزرگواری و نجابت در دست می کرد. دیگری فیروزه بود که به منظور پیروزی در دست می کرد و دیگری آن جدید چینی بود که برای قوت خود به دست می کرد و آخری آن عقیق بود که به جهت محفوظ ماندن در دست می کرد و نقش هر یک از آنها عبارت بود از، یاقوت لااله الاالله الملک الحق المبین و نقش فیروزه، الله الملک الحق و نقش حدید چینی العزة الله جمیعاً و نقش عقیق در سه سطر ماشاء الله، لاقوة الا بالله، استغفر الله بود.(1096)

928- معنی ارادت و دوست داشتن

امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزی حارث اعور به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد:یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخدا سوگند که من شما را دوست می دارم. حضرت به او فرمود: ای حارث حال که مرا دوست می داری پس با من دشمنی مکن و با من بازی مکن و مرا آزمایش مکن و با من شوخی و مرا پست و کوچک نکن و مرا از مقام خودم بالاتر مبر.(1097)