هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

925- بردباری علی (علیه السلام)

روزی علی (علیه السلام) یکی از غلامان خود را صدا زد، ولی او جوابی نداد بار دوم و سوم هم او را صدا کرد، اما او جواب نداد. حضرت برخاست و نزد او رفت و دید که استراحت کرده، به او فرمود: آیا صدایم را نشنیدی؟ عرض کرد: شنیدم. حضرت فرمود: پس چرا جواب مرا ندادی؟ عرض کرد: یا علی (علیه السلام) چون از عقوبت و توبیخ و تنبیه تو، خود را در امان می دیدم و مطمئن بودم که مرا توبیخ نمی کنی، لذا سهل انگاری کردم حضرت فرمود: تو را به خاطر خدا آزاد کردم.(1094)

926- معنای فقر

حارث اعور همدانی می گوید: از جمله پرسشهایی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از فرزند خود امام حسن (علیه السلام) نمود این بود که فقر چیست؟ و او پاسخ داد: آز و شدت تمایل به چیزی، و دیگر پرسش آن حضرت این بود که سفاهت (نادانی) چیست؟ امام حسن (علیه السلام) پاسخ داد پیروی از مردم فرومایه و همنشینی با گمراهان و اینکه سماحة (بزرگواری و بخشش و جوانمردی) چیست؟ پاسخ داد اینکه شخص چه در حال رفاه و چه در حال سختی بخشنده باشد.(1095)

927- انگشتران علی (علیه السلام)

عبدخیر می گوید: علی (علیه السلام) چهار انگشتر داشت که آنها را بدست می کرد یکی از آنها یاقوت بود که بخاطر بزرگواری و نجابت در دست می کرد. دیگری فیروزه بود که به منظور پیروزی در دست می کرد و دیگری آن جدید چینی بود که برای قوت خود به دست می کرد و آخری آن عقیق بود که به جهت محفوظ ماندن در دست می کرد و نقش هر یک از آنها عبارت بود از، یاقوت لااله الاالله الملک الحق المبین و نقش فیروزه، الله الملک الحق و نقش حدید چینی العزة الله جمیعاً و نقش عقیق در سه سطر ماشاء الله، لاقوة الا بالله، استغفر الله بود.(1096)