هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

922- رد احسان و مروت

حارث اعور می گوید: امیرالمؤمنین از فرزندش امام حسن (علیه السلام) پرسید: پسرم مروت چیست؟ امام حسن (علیه السلام) پاسخ داد: پارسایی و اصلاح مال و در روایتی دیگر حسن بن جهم می گوید: امام رضا (علیه السلام) روایت نمود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت نمود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: جز دراز گوش موجود دیگری رد احسان و نیکی نمی کند.
عرض کردم مقصود چیست؟ حضرت فرمود: یعنی: برای نشستن او جا باز کنند و به خوشی به او عرضه شود (و او امتناع کند).(1090)

923- فاتح بیت المقدس

عبایه اسد می گوید: در حالی که علی (علیه السلام) دراز کشیده بود و من در بالای سر حضرت ایستاده بودم شنیدم که می فرماید: به تحقیق در مصر هلاک کننده ای خواهد آمد و محققاً شهر دمشق را یک سنگ، یک سنگ، درهم خواهد کوبید و حتماً یهودیان و مسیحیان از هر شهر و ناحیه عربها سر بر خواهند آورد و یقیناً عرب را با این عصایم خواهم راند، گوید: به آن حضرت عرض کردم: ای امیرالمؤمنین (علیه السلام) گویا به ما خبر می دهی پس از آنکه از دنیا رفتی مجدد زنده خواهی شد؟ فرمود: چه دور است این؛ ای عبایه، معتقد شدی به غیر عقیده ای که مردی آن را از من باور کند.(1091)

924- از قرآن یادگیرید

روزی جمعی از یاران امیرالمؤمنین (علیه السلام) در موضوع مروت (مردانگی و جوانمردی) با هم در گفتگو بودند که حضرت علی (علیه السلام) وارد جمع آن ها شد، حضرت وقتی از گفتگوی آنها مطلع شد فرمود: چرا آن را از قرآن فرا نگرفته اید؟ عرض کردند: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) این مطلب در کجای قرآن است؟ حضرت فرمود: در آیه ان الله یامر بالعدل و الاحسان؛ خداوند به شما دستور می دهد عدل و احسان را شیوه خدا سازید. (1092)
پس عدل همان انصاف و رعایت حق و احسان بخشش و تفضل از حق خویش می باشد.(1093)