هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

914- علی (علیه السلام) در قرآن

مردی به عمار یاسر گفت: آیه ای در قرآن است که فکر مرا پریشان ساخته و مرا در شک انداخته است؟ عمار گفت: کدام آیه. او گفت: واذا وقع القول علیهم اخرجنالهم دابة من الارض...(1082) عمار گفت: به خدا سوگند من روی زمین نمی نشینم غذایی نمی خورم و آبی نمی نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم، سپس همراه آن مرد خدمت علی (علیه السلام) آمد و در حالی که آن حضرت مشغول خوردن غذا بود به محضرش رسیدند هنگامی که چشم امام (علیه السلام) به عمار افتاد فرمود: بیا، عمار آمد نشست و با امام غذا خورد آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباوری به این صحنه می نگریست زیرا عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود که تا به وعده اش وفا نکند غذا نخورد. گویی قسم و قول خود را فراموش کرده بود، هنگامی که عمار برخاست و با علی (علیه السلام) خداحافظی کرد آن مرد رو به او کرد و گفت عجیب است تو سوگند یادکردی که غذا نخوردی و...تا اینکه دابة الارض را به من نشان دهی؟ عمار گفت: من او را به تو نشان دادم اگر می فهمیدی. (یعنی منظور علی (علیه السلام) است).(1083)

915- اسباب تأخیر عذاب الهی

اصبغ نباته می گوید: روزی امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: اهل زمین چون به تبهکاری و نافرمانی پروردگار آلوده شوند خداوند بر آن شود که آنها را روی استحقاقشان عقوبت فرماید ولی چون نظر کند به سالخوردگان که در عین ضعف پیری به سوی نماز گام بر می دارند و کودکان که مشغول یادگیری قرآنند آنان را مورد عفو قرار داده عذابشان را به تأخیر اندازد.
لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصیت لحظات آخر عمرش فرمود: خدا را در امر زکات رعایت کنید که موجب خاموشی غضب پروردگار است. الله الله فی الزکاة فانها تطفی غضب ربکم

916- توصیف امام علی (علیه السلام) توسط امام ششم (علیه السلام)

سعید بن کلثوم می گوید: خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم سخن از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) به میان آمد. امام ششم (علیه السلام) آنچنان که حق علی (علیه السلام) بود از آن جناب تمجید کرد و حضرتش را به بهترین صورتی که لیاقت داشت ستود. سپس فرمود:
به خدا قسم هرگز حرامی نخورد تا عمرش پایان گرفت و از دو برنامه ای که رضای خداوند در آن بود سخت ترینش را برای عمل انتخاب می کرد حادثه ای برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیش نیامد مگر اینکه آن حضرت را به عنوان تکیه گاه برای رفع حادثه خواست جز او کسی همانند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طاقت عبادت نداشت... ثواب حق را امید داشت و از عذابش خائف بود در راه رضای خداوند و دوری از عذاب فردا از کار کرد و دستمزد کار روزانه اش هزار بنده در راه خدا خرید و آزاد کرد غذای اهلش روغن و سره و خرمای بهم انباشته بود لباسی جز لباس کرباس نداشت(1084)