هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

909- نگاه لطف

یکی از شیفتگان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در راهی همراه ایشان ملازم حضرتش بود که ناگاه اشکش جاری شد آن حضرت علت را از او پرسش نمودند، عرض کرد: چنان محبت و علاقه شما در من جایگزین است که از توصیف خارج است ولکن این پسر جوان من از شما کناره می گیرد و از دشمنان سر سخت شما می باشد که به این جهت مایه حزن و تأسف من می باشد. حضرت فرمود: مایلی قلب او را چنان تغییر و حالش را دگرگون کنم که از جمله دوستان ما گردد، عرض کرد منتهی آرزوی من است، آن حضرت عطف توجه به او نمود. آن مرد گفت: مشاهده کردم چنان شیفته و جان نثار آن حضرت گردید که حاضر نبود آنی از حضرتش جداگردد.
توان برد برون از دل ما حب علی - نور از مهر جهانتاب نگردد منفک(1078)

جلسه شعراء

حضرت علی مرتضی (علیه السلام) روزی از شعراء پرسش فرمودند که کامل ترین آنان کیست ابی الاسود دوئلی در پاسخ گفت سراینده این اشعار و و لقد اغتدی یدافع رکنی (الی آخر)
آن حضرت پس از مطالبی فرمود: امرء القیس اشعارش ارزنده تر است و سپس دلائلی آوردند که همه شعراء تصدیق گفتار آن حضرت را نمودند.(1079)
و در جایی دیگر امام فرمود:
و ایاک فضلات الامور فانها - حرام علی النفس التقی ارتکابها
از زواید زندگی و امور بیهوده حذر کن که چنین اعمالی بر شخص پارسا روا نیست.

911- استکبار ورزی

حضرت علی (علیه السلام) در یکی از روزها خطبه ای بر مردم خواند و ضمن دعوت مردم به توحید الهی آنها را به اطاعت از کسانی که خداوند امر به اطاعت آنها کرده است توجه داد و آیه ای (48 سوره مؤمن) را یاد آور شد و گفت: آیا می دانید استکبار چیست؟ ترک اطاعت از کسانی که مأمور به اطاعت آنها هستید و خود برتر بینی نسبت به آنها...