هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

908- نیکی و بدی

روزی حضرت امیر (علیه السلام) در میان اصحاب خود فرمود: من در همه عمر خود در حق کسی نه نیکی کرده ام نه بدی.
اصحاب عرض کردند: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) ما معنی این سخن را نمی دانم شما این معنی را توضیح دهید. آنگاه حضرت فرمود: هر کسی که در حق کسی نیکی کند جزای آن نیکی به خود او باز می گردد. پس در حقیقت در حق خود نیکی کرده است و هر کسی در حق کسی بدی، نماید سزای آن بدی نیز به او برمی گردد، پس در حقیقت در حق خود بدی کرده است.

909- نگاه لطف

یکی از شیفتگان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در راهی همراه ایشان ملازم حضرتش بود که ناگاه اشکش جاری شد آن حضرت علت را از او پرسش نمودند، عرض کرد: چنان محبت و علاقه شما در من جایگزین است که از توصیف خارج است ولکن این پسر جوان من از شما کناره می گیرد و از دشمنان سر سخت شما می باشد که به این جهت مایه حزن و تأسف من می باشد. حضرت فرمود: مایلی قلب او را چنان تغییر و حالش را دگرگون کنم که از جمله دوستان ما گردد، عرض کرد منتهی آرزوی من است، آن حضرت عطف توجه به او نمود. آن مرد گفت: مشاهده کردم چنان شیفته و جان نثار آن حضرت گردید که حاضر نبود آنی از حضرتش جداگردد.
توان برد برون از دل ما حب علی - نور از مهر جهانتاب نگردد منفک(1078)

جلسه شعراء

حضرت علی مرتضی (علیه السلام) روزی از شعراء پرسش فرمودند که کامل ترین آنان کیست ابی الاسود دوئلی در پاسخ گفت سراینده این اشعار و و لقد اغتدی یدافع رکنی (الی آخر)
آن حضرت پس از مطالبی فرمود: امرء القیس اشعارش ارزنده تر است و سپس دلائلی آوردند که همه شعراء تصدیق گفتار آن حضرت را نمودند.(1079)
و در جایی دیگر امام فرمود:
و ایاک فضلات الامور فانها - حرام علی النفس التقی ارتکابها
از زواید زندگی و امور بیهوده حذر کن که چنین اعمالی بر شخص پارسا روا نیست.