هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

906- توجه به آموزش سخنرانی

حضرت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بخشی از ساعات روز خود را در صفه ای که در شهر مدینه جای داشت که مسیحیان آن مرکز را بنام اولین دانشگاه اسلامی نام گذاری کرده اند شخصاً حضور پیدا می کردند و در باب سخنرانی و سخن شناسی و غیر مذاکره می فرمودند.(1076)
لذا از این جهت حضرت توجه خاصی به نحوه کلام اصحاب خود مبذول می داشتند، منجمله حضرت به شاگردان خود رو نمود و به صعصعة بن صوحان فرمود (هذا الخطیب الشحیح) و با این جمله کوتاه صعصعه را مدح فرموده، که ابن ابی الحدید با تمام مقام علمی که دارد در شرح نهج البلاغه خود می نویسد را همین فخر و سرافرازی بس که استاد سخن شناسی مانند حضرت علی (علیه السلام) او را خطیب و سخن شناس معرفی کرده است.

907- عملی بی جا

روزی حضرت علی (علیه السلام) در تشیع جنازه ای شرکت داشتند و در مسیر در حالی که دیگران محزون بعضی گریان بودند یکی از همراهان در حال خندیدن بود حضرت از آن غفلت و حرکت نابجا ناراحت شده و فرمودند:
کان الموت فیها علی غیرنا کتب و کان الحق فیها علی غیرنا وجب...
یعنی: گویا مرگ در این جهان برای دیگران معین شده و حق نیز برای دیگران واجب گردیده است و گویا مردگان را که مشاهده می کنیم مسافرانی هستند که آنان را در قبر می گذاریم و بزودی نزد ما بازگشت می کنند.(1077)

908- نیکی و بدی

روزی حضرت امیر (علیه السلام) در میان اصحاب خود فرمود: من در همه عمر خود در حق کسی نه نیکی کرده ام نه بدی.
اصحاب عرض کردند: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) ما معنی این سخن را نمی دانم شما این معنی را توضیح دهید. آنگاه حضرت فرمود: هر کسی که در حق کسی نیکی کند جزای آن نیکی به خود او باز می گردد. پس در حقیقت در حق خود نیکی کرده است و هر کسی در حق کسی بدی، نماید سزای آن بدی نیز به او برمی گردد، پس در حقیقت در حق خود بدی کرده است.