هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

900- مرگ از دیدگاه علی ع

سویدة بن غفلة می گوید: از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) روزی شنیدم که فرمود: هنگامی که آخرین روز زندگی انسان می رسد مال و فرزند و عمل شخص در برابر او مجسم می شود و با زبان حال به ثروت خود می گوید: من در جمع آوریت حریص بودم و در مصرف تو بخل ورزیدم در این لحظه چه کمکی به من خواهی کرد؟ مال با همان زبان به او می گوید من کفن تو را تأمین می کنم و کاری دیگر با تو ندارم. سپس روی به فرزند نموده و می گوید: من سخت تو را دوست داشتم از تو حمایت می کردم در این لحظه با من چه می کنی؟ پاسخ می دهد من تو را در قبر می گذارم و پنهانت می کنم، پس از آن به عمل خود می گوید: من به تو بی میل بودم و بر من سنگینی داشتی امروز با من چه خواهی کرد؟ عملش پاسخ می دهد: من همیشه با تو هستم در قبر در حشر تا حضور در پای میزان عدل الهی.(1070)

901- مسافر دنیای ناپایدار

سوید بن غفله(1071) می گوید: وارد شدم به خانه علی بن ابیطالب (علیه السلام) ولی در منزل آن حضرت چیزی ندیدم، عرض کردم: یا علی (علیه السلام) اثاث منزل شما کجاست؟ فرمود: یا سوید ما اهل بیتی نیستیم که در دنیا اثاث البیت بخواهیم، ما آنچه داریم برای آخرت خود می فرستیم ما در دنیا مانند سواری هستیم که از راه برسد و در سایه درختی کمی استراحت کند و باز براه افتد و برود و توجهی به سایه درخت نداشته باشد.(1072)

902- بنیانگذار عمل نیکوکارانه وقف

راوی می گوید: خدمت علی (علیه السلام) بودم در نخلستانی که قنات می کند ظهر از قنات بیرون آمد، نماز ظهر و عصرش را خواند بعد فرمودند غذایی برای خوردن هست؟ گفتم، کدوی پخته داریم. فرمود: بیاور. می گوید یک مقداری کدوی پخته برای علی (علیه السلام) آوردم دست مبارکش را با آبی که از شن بیرون می آمد شستند و داشتند غذا می خوردند اما زمزمه داشتند و گاهی می گفتند لعنت خدا بر آن کسی که بواسطه شکم به جهنم می رود، راوی می گوید: ناهار را خورد و بعد به قنات رفتند و کلنگی زدند اتفاقاً بستری خورد که آب فوران کرد به حدی که آب گل آلود تا ریش امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده بود اصلاً نتوانست کار کند از قنات بالا آمد، فرزندان و خویشاوندان برای دیدن علی (علیه السلام) آمده بودند آن آب مفصل را دیدند خیلی خوشحال شدند علی (علیه السلام) در حالی که از قنات بالا نیامده بود و یک پایش این طرف قنات و پای دیگر آن طرف بود، فرمودند: قلم و دوات برایم بیاورد چنانکه کار علی (علیه السلام) در آن 25 سال این بود که بیست و چهار چشمه و قنات و باغستان وقف فقرا و ضعفا و بیچاره ها کرد همانجا می فرمایند در قنات وقف نامه اش را نوشتند و گفتند بچه ها و خویشان من، چشم داشت به این قنات نداشته باشید اینها مال فقرا و بیچاره هاست.
لذا علی (علیه السلام) در حدیثی می فرماید: من کان همه بطنه فقیمته ما یخرج عن بطنه؛ یعنی: ارزش کسی که تنها به جهت شکمش کوشش می کند مساوی آن چیزی است که از شکم او خارج می شود.(1073)