هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

898- فضیلت ماه شعبان

روزی حضرت امیر علی (علیه السلام) بر گروهی از مسلمانان که در مسجد نشسته و مشغول مشاجره کلامی بودند وارد شدند و بر آنها سلام نمودند، آنها پاسخ گفته و آن حضرت را به جمع خود دعوت کردند حضرت پس از سرزنش آنان فرمود: ای گروه بدعت گزار امروز اول ماه شعبان است خداوند آن را به آن جهت شعبان نامید که نیک ها در آن شاخه شاخه می شود و درهای بهشت را در آن گشود و نعمت های بهشتی را با ارزانترین قیمت و آسانترین راه بر شما عرضه کرده، اما شما از آن ابا دارید، آنگاه فرمود: شاخه های نیکی در این ماه، نماز و روزه و زکات و امر به معروف و نهی از منکر، نیکی به پدر و مادر و خویشان و همسایگان و ایجاد صلح و صفا بین مردم و احسان به فقرا و مساکین است اما شما به کاری پرداخته اید که از آن نهی شده اید.(1068)

899- آمرزش از گناهان

اصبغ بن نباته می گوید: علی (علیه السلام) فرمود: هر کسی دوست دارد که وقت مردن از گناهان پاک باشد و همچون طلای نابی که هیچ ناخالصی در آن وجود ندارد گردد و احدی حقی از او درخواست نکند، در پس نمازهای پنجگانه شب و روز نسبة الله (سوره توحید) یعنی قل هو الله را 12 بار بخواند بعد دستها را بگشاید و این دعای را بخواند:
اللهم انی اسالک باسمک المکنون المخزون الطاهر الطهر المبارک و اسالک باسمک العظیم و سلطانک القدیم یا واهب العطایا یا مطلق الاساری یا فکاک الرقاب من النار صل علی محمد و آل محمد و فک رقبتی من النار من الدنیا و ادخلنی سالماً واجعل دعائی او له فلاحاً و اوسطه نجاحاً و آخره صلاحاً انک انت علام الغیوب
آنگاه فرمود: این از اسرار دعاهایی است که به طور پنهانی و رمزی خوانده می شود و از دعاهایی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من آموخت و دستور داد که من آن را به حسن و حسین علیهم السلام نیز بیاموزم.(1069)

900- مرگ از دیدگاه علی ع

سویدة بن غفلة می گوید: از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) روزی شنیدم که فرمود: هنگامی که آخرین روز زندگی انسان می رسد مال و فرزند و عمل شخص در برابر او مجسم می شود و با زبان حال به ثروت خود می گوید: من در جمع آوریت حریص بودم و در مصرف تو بخل ورزیدم در این لحظه چه کمکی به من خواهی کرد؟ مال با همان زبان به او می گوید من کفن تو را تأمین می کنم و کاری دیگر با تو ندارم. سپس روی به فرزند نموده و می گوید: من سخت تو را دوست داشتم از تو حمایت می کردم در این لحظه با من چه می کنی؟ پاسخ می دهد من تو را در قبر می گذارم و پنهانت می کنم، پس از آن به عمل خود می گوید: من به تو بی میل بودم و بر من سنگینی داشتی امروز با من چه خواهی کرد؟ عملش پاسخ می دهد: من همیشه با تو هستم در قبر در حشر تا حضور در پای میزان عدل الهی.(1070)