هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

894- منشأ اندوه و غم

امام باقر (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) روزی اندوهناک شد آنگاه فرمود: این اندوه از کجا بر دل من نشست؟ که بیاد ندارم من که نه بر آستانه در خانه نشسته ام، نه از میان گله گوسفندان راه عبور باز کرده ام و نه پیراهنم را ایستاده پوشیده ام و نه با دامن (شلوار) خود دست و رویم را خشک کرده ام.(1064)

895- فرق بین ایمان و یقین

روزی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از دو فرزند ارجمندش امام حسن و امام حسین علیهم السلام پرسید: فرق میان ایمان و یقین چیست؟ هر دو برای رعایت ادب سکوت کردند تا هر یک که پدر مورد خطاب قرار داد پاسخ دهد. امام خطاب به فرزند بزرگتر فرمود: یا ابا محمد (کنیه امام حسن (علیه السلام) است) پاسخ ده. امام حسن (علیه السلام) پاسخ داد بینهما شبر یعنی فاصله ایمان و یقین یک وجب است. پدر از او توضیح خواست و امام مجتبی (علیه السلام) در توضیح فرمودند:
لان الایمان ما سمعناه باذاننا و صدقناه بطوبنا و الیقین ما ابصرناه با عیننا و استدللنا به علی ما غابب عنا؛ یعنی: ایمان چیزی است که به گوش می شنویم و با دل آن را تصدیق می کنیم و یقین چیزی است که با چشم آن را می بینیم و به آن بر چیزی که از ما پنهان است استدلال می کنیم.(1065)

896- سفارش رعایت آداب اجتماعی

در سفارشی حضرت علی (علیه السلام) به فرزند خود حضرت امام حسین (علیه السلام) فرموده است:
حسین اذا کنت فی بلدة - غریباً فعاشر بآدابها
و لا تفخرن فیهم بالنهی - فکل قبیل بالبابها
حسین جان هر گاه در شهری غریب بودی، با آداب و رسوم آن محل زندگی کن، عقل خود را بکار گیر، و در میان آنان فخر و مباهان به خود راه مده.
زیرا هر جمعیتی عقلاء و خردمندانی دارد و رسوم خود را محترم می شمارد.(1066) و در برخورد با جاهلان حضرتش می فرماید:
و لقد امر علی اللئیم یسبنی - فمضیت عنه و قلت لا یغنینی
به تحقیق گاه می گذرم بر شخص پستی که به من ناسزا می گوید: پس از او می گذرم و به خود می گویم که مقصود او من نیستم.