هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

881- خداوندا شیعه علی (علیه السلام)!

امام باقر (علیه السلام) فرمود: چون روز قیامت شود خداوند تمام مردم از گذشتگان و آیندگان را عریان و پا برهنه در سرزمین واحدی گرد آورد پس همه آنها در محشر بازداشت می شوند تا جایی که عرق فراوانی بریزند و به نفس نفس افتند...
سپس آواز دهنده ای از سوی عرش ندا دهد: پیامبر امی کجاست؟... رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برخاسته و جلو مردم می ایستد تا به حوضی که طول آن به فاصله میان ایله و صنعا است می رسد(1052)... چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کسانی از دوستان ما اهل بیت را مشاهده می کند که باز داشته می گردند، می گرید و می گوید:
خداوندا! شیعه علی، خداوندا! شیعه علی.
خداوند فرشته ای را بسوی آن حضرت می فرستد و می گوید: ای محمد چرا می گریی؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گوید: چگونه نگریم برای مردمی که از شیعیان برادرم علی بن ابیطالب هستند و می بینم به سوی دوزخیان برده شده و از درآمدن به کنار حوض من ممنوع می گردند؟!
پس خداوند می فرماید: ای محمد، من آنان را به تو بخشیدم، و به خاطر تو از گناهانشان در گذشتم، و آنان را به تو و به آن عده از فرزندانت که دوست می داشتند ملحق نمودم و در دسته و گروه تو قرارشان دادم، و در حوض تو واردشان ساختم و شفاعت تو را درباره آنان پذیرفتم، و تو را بدین کرامت گرامی داشتم.
آنگاه امام باقر (علیه السلام) فرمود: پس در آن روز چه بسیارند مردان و زنان، گریانی که چون این صحنه را می بینند، فریاد می کنند: وا محمدا، ای محمد بفریاد رس پس در آن روز هیچ کس نیست که ما را دوست داشته و به ما مهر می ورزیده جز اینکه در حزب ما و با ماست و در حوض ما وارد می شود؛ به این جهت است که در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای مردم علی (علیه السلام) را دوست بدارید زیرا که گوشت او، گوشت من و خون او خون من است.
خداوند لعنت کند دسته ای از امت مرا که پیمان مرا درباره او تباه ساختند و سفارش مرا درباره اش به فراموشی سپردند که آنان هیچ گونه بهره ای نزد خداوند ندارند.(1053)

882- نشانه های دوستی

حارث اعور می گوید: روزی خدمت علی بن ابیطالب (علیه السلام) رسیدم، حضرت فرمود: اعور! برای چه اینجا آمدی، عرض کردم: یا امیرالمؤمنین دوستی شما مرا به اینجا کشانده است. حضرت فرمود: تو را به خدا راست می گویی؟ عرض کردم: به خدا سوگند آری. حضرت سه بار مرا سوگند داد سپس فرمود: آگاه باش که بنده ای از بندگان خدا نیست که خداوند بر او خشم گرفته باشد جز اینکه بغض و دشمنی ما را در دل خود احساس می کند و ما را دشمن می دارد. بنابراین دوست ما هر روزی را که آغاز می کند در انتظار رحمت بسر می برد، و درهای رحمت نیز به روی او گشوده است، و دشمن ما روز را آغاز می کند در حالی که بنای کار خود را بر لب پرتگاهی قرار داده که او را به آتش دوزخ در اندازد. پس رحمت، اهل رحمت را گوارایشان باد و جایگاه اهل دوزخ نیز همان هلاکتشان باد.(1054)

883- ایمان و پایه های آن

روزی مردی رد حضور امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برخاست و راجع به ایمان از آن حضرت پرسش نمود، حضرت نیز به ایراد خطبه برخاست و فرمود: سپاس خدایی را که قانون اسلام را بنیان نهاد و راه ورود به آبشخورهای آن را برای واردین آن آسان ساخت و پایه هایش را در برابر متجاوز به آن، استحکام بخشید...
پس ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد و صبر چهار شعبه دارد: شوق و هراس و زهد و انتظار.
هلا! هر که به بهشت مشتاق باشد دل به شهوات ندهد و هر که از آتش بهراسد از کارهای ناروا روی گرداند و هر کس در دنیا زهد پیشه کند مصیبتها بر او آسان نماید و هر کس مراقب و منتظر مرگ باشد به کارهای خیر بشتابد.
و یقین چهار شعبه دارد: باریک بین، درک حقایق، اندرز گرفتن از عبرتها و روش پیشینیان. پس هر که در امور دقیق بینا شود حقیقت شناس گردد، و هر که به حقایق رسد عبرت شناس شود و هر که عبرت شناس باشد با سنت آشنا شود و هر که سنت را بشناسد گویا با پیشینیان بوده است.
و عدل چهار شعبه دارد: تیز فهمی و دانش بسیار و شکوفه حکم (داوری) و بوستان حلم و بردباری
پس هر که بفهمد جملات علوم را تفسیر کند، و هر که عالم شود راهها و قوانین حکم را بشناسد، و هر که راهها و قوانین حکم را بشناسد گمراه نگردد، و هر که بردباری کند در کارهایش زیاده روی نورزد و در میان مردم خوشنام و ستوده زندگی کند.
و جهاد چهار شعبه دارد: امر به معروف و نهی از منکر، پایداری در جبهه ها و کینه توزی با فاسقان.
پس هر که امر به معروف کند پشت مؤمن را محکم ساخته، و هر که نهی از منکر کند بینی کافر را به خاک مالیده، و هر که در جبهه ها پایداری کند به عهد و وظیفه خود عمل نموده و هر که با فاسقان کینه ورزد برای خود خشم گرفته و هر که برای خدا خشم بگیرد حقیقتاً مؤمن است پس این است ایمان و پایه های آن.
سؤال کننده عرض کرد: ای امیرمؤمنان (علیه السلام) راست که هدایت و ارشاد نمودی، خداوند از جانب دین و به خاطر آن به شما جزای خیر دهد.(1055)
در روایتی دیگر علی (علیه السلام) به کمیل بن زیاد می فرماید: ای کمیل! برادر (واقعی) تو دین توست پس هر طور که می خواهی از دین خود احتیاط و محافظت به عمل آور.