هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

873- نور واحد

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر آسمان و زمین در کفه ای (ترازو) و ایمان در کفه ای دیگر آن باشد کفه ایمان علی (علیه السلام) از آسمان و زمین سنگین تر خواهد بود (1043)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من و علی از نوری واحد آفریده شدیم و 14 هزار سال پیش از خلقت آدم، سپس آدم آفریده شد آنگاه پروردگار نور ما را در صلب او قرار داد و این صلب به صلب می گشت تا اینکه در صلب عبدالمطلب از هم جدا شد نبوت در من مستقر شد و خلافت در علی (علیه السلام) (1044)

874- بر دو قبله نماز خواند

روزی مردی از ابن عباس درباره علی بن ابیطالب (علیه السلام) پرسش کرد، ابن عباس در پاسخ او گفت: علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر دو قبله (منظور قبله اول مسلمین بیت المقدس و کعبه می باشد) نماز خواند و در هر دو بیعت (بیعت قبل از هجرت و بیعت رضوان) شرکت جست و هرگز بت نپرستید و قماری نباخت، او بر آئین پاک توحید به دنیا آمد به اندازه چشم بهم زدنی هم شرکت نیاورد.
آن مرد گفت: سوال من از اینها نبود، سوال من از این است که او شمشیر بر دوش نهاده و با حالت تبختر و تکبر به بصره وارد شد و چهل هزار نفر را در آنجا کشت (1045) آنگاه بسوی شام رفت، و در برخورد با سران و بزرگان عرب چنان آنان را درهم کوفت تا همه را کشت، سپس به سوی نهروان رفت و با اینکه آنان مسلمان بودند همه آنها را تا آخرین نفر به قتل رساند.
ابن عباس گفت: علی نزد تو داناتر است یا من؟ او گفت: اگر علی را از تو داناتر می دانستم از تو پرسش نمی کردم!
ابن عباس به خشم آمد تا حدی که خشمش شدت و گفت: مادرت به عزایت بنشیند، علی (علیه السلام) به من علم آموخته است، علم او از جانب رسول خداست و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند از بالای عرش خود آموزش داده است، بنابراین علم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خدا و علم علی (علیه السلام) از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علم من از جانب علی (علیه السلام) است، و علم تمام یاران محمد صلی الله علیه و آله و سلم در برابر علی (علیه السلام) همچون قطره ای است در برابر هفت دریا.(1046)

875- کلام ناب

علی (علیه السلام) می فرمود: مقدمات شک را فراهم نکنید که به شک افتید و شک نکنید که به کفر می گرایید و به خودتان رخصت ندهید که سست می شوید... و از نشانه های دانایی آن است که مغرور نشوید. خیر خواه ترین شما از برای خودش کسی است که از همه بیشتر مطیع خدا باشد.
امور دور را بر خود نزدیک، و امور مشکل را بر خود آسان گیرید، و بدانید که بنده هر قدر راه یابی و چاره جوئیش ضعیف و سست باشد از آنچه که خدا برایش مقدر فرمود. کمتر نستاند و اگر زرنگی و راه یابی و چاره جوئیش قوی و افزون باشد بیش از آنچه خدا مقدرش فرموده بدست نیاورد.(1047)