هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

856- امام کامل

به شافعی (رئیس یکی از چهار مذهب اهل سنت) گفتند: درباره علی (علیه السلام) چه می گویی؟(1026)
جواب داد: چه گویم در حق کسی که سه صفت در وجودش با سه صفت دیگر جمع شده بود که در هیچ آدمی زاد جمع نشود.
فقر و سخاوت؛ شجاعت و عقل، علم و عمل.(1027)

857- نشانه های قوم جاهل

علی (علیه السلام) در جمعی فرمود: قوام دین به چهار کس است: عالم زبان داری که به علم خود عمل کند، ثروتمندی که مازاد ثروت خود را به هم خویشان خود پخش کند، فقیری که آخرت را به دنیا نفروشد، و جاهلی که از تحصیل علم تکبر نورزد، پس هر گاه عالم، علم خود را نشر ندهد و توانگر بخل بورزد و فقیر آخرت را به دنیا بفروشد، و جاهل از آموختن علم تکبر کند، دنیا به عقب بر می گردد (و جاهلیت را از سر گیرد)
در آن روز به تعداد مسجدهای زیاد و اجتماعات مردمی که دلهایشان از هم جداست فریب نخورید.
عرض کردند: یا علی (علیه السلام) در آن زمان چگونه باید زندگی کرد؟
حضرت فرمود: در ظاهر با مردم آمیزش کنید، و در باطن مخالفت نمایید که قرین انسان عمل اوست، و هر کس را که دوست داشته باشد با او محشور می شود، و در عین حال منتظر فرج هم باشید.(1028)

858- جملات پایانی تورات

علی (علیه السلام) فرمود: در خاتمه ی تورات پنج جمله است که من دوست دارم هر بامداد آن را مطالعه کنم:
عالم بی عمل با شیطان برابر است، سلطان بی عدالت با فرعون یکسان است، فقیر طمعکاری که در برابر توانگران خضوع کند با سگ همانند است، ثروتی که از آن سودی نبرند با آجر مساوی است، وزنی که بدون ضرورت و احتیاج از خانه بیرون رود باکنیز هم ردیف است.(1029)