هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

854- قسیم الجنة و النار

شخصی خدمت امام صادق (علیه السلام) آمد و عرض کرد: چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اباالقاسم می گویند؟ حضرت فرمود: برای اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم یک فرزندی داشتند بنام قاسم و چون پدر قاسم بود از این جهت به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اباالقاسم می گفتند، عرض کرد: این معنا را من می دانم کمی روشن تر بیان کنید که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اباالقاسم می گویند؟ حضرت فرمود: چون علی بن ابیطالب (علیه السلام) قسیم الجنة و النار است، قاسم است، یعنی قسمت کننده بهشت و جهنم است. در قیامت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به اذن خدا جهنمی ها را به جهنم و بهشتی ها را به بهشت فرا می خواند. پس علی (علیه السلام) قاسم است، و چون خداوند متعال علی بن ابیطالب را در همان دوران کودکی به دامان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منقل کرد و از همان طفولیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم معلم علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود و شاگرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم علوم فراوانی را آموخت و هر شاگردی فرزند استاد است و استاد حق پدری بر او دارد پس علی بن ابیطالب، که قاسم جنة و نار است و چون شاگرد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است به منزله فرزند او است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به منزله پدر او است پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اباالقاسم نامند این معنا و تفسیر برای اباالقاسم جزء اسرار این کنیه است.(1024)

855- جواب کامل تر

از ابن عباس پرسیدند: بهترین روزها، و بهتری ماه ها، و بهترین عمل ها کدام است؟ گفت: بهترین روزها جمعه است، بهترین ماه ها، ماه رمضان است، و بهترین اعمال نمازهای پنجگانه در اول وقت است. این سخن را برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل کردند، فرمود: اگر از تمام علمای مشرق تا مغرب عالم این سؤال را بپرسند، غیر از این جواب ندهند. اما من می گویم: بهترین عملها آن است که قبول درگاه خداوند شود و بهترین ماه ها ماهی است که در آن از گناه توبه کنی، و بهترین روزها روزی است که با ایمان به سوی خدا روی.(1025)

856- امام کامل

به شافعی (رئیس یکی از چهار مذهب اهل سنت) گفتند: درباره علی (علیه السلام) چه می گویی؟(1026)
جواب داد: چه گویم در حق کسی که سه صفت در وجودش با سه صفت دیگر جمع شده بود که در هیچ آدمی زاد جمع نشود.
فقر و سخاوت؛ شجاعت و عقل، علم و عمل.(1027)