هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

851- یعسوب الایمان

حضرت باقرالعلوم با پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) در نجف اشرف کنار قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمدند، حضرت امام باقر (علیه السلام) فرمود: پدرم کنار قبر ایستاد و گریست و ضمن سلام های متعدد این سلام را به حضور جد بزرگوارش تقدیم داشت.
السلام علی یعسوب الایمان، و میزان الاعمال، و سیف ذی الجال
امام سجاد (علیه السلام) در این عبارت علی (علیه السلام) را به سه صفت توصیف نموده است: اول، یعسوب الایمان دوم: میزان اعمال. سوم: شمشیر خداوند ذوالجلال.(1021)

852- مرا موعظه کنید

در یک نیم روز گرم شخصی دامن علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گرفت و عرض کرد یا علی (علیه السلام) مرا موعظه کنید. حضرت فرمود: تو با ما مجالس فراوانی را گذرانده ای و سخنرانی های زیادی از ما شنیدی الان در این ظهر گرم چه حاجت که موعظه ای از من بشنوی.
عرض کرد: دامن شما را رها نمی کنم، مگر اینکه سخنی بفرمایید.
حضرت این جمله را فرمودند: انت مع من احببت تو با محبوبت محشور می شوی آنگاه او دامن حضرت را رها کرد...(1022)

853- خود را سبک نکن

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در نامه ای به پسرش امام حسن (علیه السلام) مرقوم فرمود: پسرم داستانهایی که خنده دار است و گفتنش عده ای
را می خنداند نقل نکن، و ایاک ان تذکر من الکلام قذراً او تکون مضحکاً...
پسرم؛ خود را سبک نکن، انسان مقامی بس عظیم دارد؛ (نه تنها کاری نکن که کسی بخندد، بلکه در یک جمعی که نشسته ای سنگین باش تا تو را وسیله خنده دیگران قرار ندهند)(1023)