هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

850- دعا به هنگام وضو گرفتن

روزی حضرت علی (علیه السلام) با محمد بن حنفیه نشسته بود حضرت به فرزندش فرمود تا برای ظرف آبی آماده کند تا برای نماز وضو بسازد محمد آب آورد و علی (علیه السلام) شروع به ساختن وضو کردند.
علی (علیه السلام) در موقع وضو گرفتن و انجام دادن وظیفه دینی، هر عضوی را که می شست به پیشگاه خدا دعایی می کند و سعادت آن عضو را در عرصه قیامت از خداوند متعال درخواست می نماید.
...ثم غسل و وجهه فقال؛ وقتی صورت را می شست، عرض کرد اللهم بیض وجهی یوم تسود فیه الوجود و لا تسود وجهی یوم تبیض فیه الوجوه بارالها رویم را سفید گردان در روزی که صورتهایی در آن سیاه می شود و رویم را سیاه مگردان در روزی که صورتهایی در آن سفید می گردد؛ سپس دست راست خود را می شست و عرض می کرد: اللهم اعطنی کتابی بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حساباً یسیرا؛ بارالها نامه اعمالم را به دست راستم بده و... (1020)
در پایان امام فرمود: ای محمد هر کس وضو بسازد همانند وضویی که من ساختم و بگوید آنچه راه من گفتم خداوند تبارک و تعالی از هر قطره آب وضویش ملکی برای او می آفریند که مشغول تقدیس و تسبیح و تکبیر برای خداوند هستند و خداوند ثواب این اذکار را تا روز قیامت برای او ثبت و ضبط خواهد کرد.

851- یعسوب الایمان

حضرت باقرالعلوم با پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) در نجف اشرف کنار قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمدند، حضرت امام باقر (علیه السلام) فرمود: پدرم کنار قبر ایستاد و گریست و ضمن سلام های متعدد این سلام را به حضور جد بزرگوارش تقدیم داشت.
السلام علی یعسوب الایمان، و میزان الاعمال، و سیف ذی الجال
امام سجاد (علیه السلام) در این عبارت علی (علیه السلام) را به سه صفت توصیف نموده است: اول، یعسوب الایمان دوم: میزان اعمال. سوم: شمشیر خداوند ذوالجلال.(1021)

852- مرا موعظه کنید

در یک نیم روز گرم شخصی دامن علی بن ابیطالب (علیه السلام) را گرفت و عرض کرد یا علی (علیه السلام) مرا موعظه کنید. حضرت فرمود: تو با ما مجالس فراوانی را گذرانده ای و سخنرانی های زیادی از ما شنیدی الان در این ظهر گرم چه حاجت که موعظه ای از من بشنوی.
عرض کرد: دامن شما را رها نمی کنم، مگر اینکه سخنی بفرمایید.
حضرت این جمله را فرمودند: انت مع من احببت تو با محبوبت محشور می شوی آنگاه او دامن حضرت را رها کرد...(1022)