هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

845- حضرت خضر (علیه السلام) با علی (علیه السلام)

محمد بن حنفیه می گوید: روزی در حالی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به دور خانه کعبه طواف می کرد به مردی برخورد که چنگ به پرده کعبه زده بود و می گفت: ای آنکه هیچ صوتی تو را از صوت دیگر باز ندارد، و ای آنکه حاجتمندان تو، تو را به اشتباه نیندازند، و ای آنکه اصرار نیازمندان در سؤال از تو ملولت نسازد، خدایا عفو و شیرینی رحمت خود را به من بچشان (یا من لا یشغله سمع عن سمع، یا من لا یغلطه السائلون، یا من لایبرمه الحاح الملحین، اذقنی برد عفوک، و حلاوة رحمتک) علی (علیه السلام) به او فرمود: این دعای توست؟
او عرض کرد: مگر شنیدی؟ حضرت فرمود: آری، سپس فرمود: در پایان هر نمازی این دعا را بخوان، بخدا سوگند هیچ مؤمنی این دعا را در پایان نمازش نخواند جز اینکه خداوند گناهان او را بیامرزد. هر چند به شمار ستارگان آسمان و قطرات باران و به تعداد ریگ و ریگزارها و ذره های خاک زمین باشد.
آنگاه امام علی (علیه السلام) به او فرمود: علم آن نزد من است، و خداوند وسعت دهنده و کریم است. آن مرد که حضرت خضر (علیه السلام) بود به علی (علیه السلام) گفت: به خدا سوگند راست گفتی ای امیرمؤمنان و بر فراز مرتبه هر صاحب دانشی دانای دیگری هست (1012)

846- امیر نفس؛ کریم دهر

عبدالله بن میمون مکی از امام صادق (علیه السلام) و از پدرش امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: روزی حلوائی را بر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آوردند حضرت از خوردن آن امتناع کرد و آن را میل نفرمود، خدمت حضرت عرض شد: ایا آن را حرام می دانید؟
حضرت فرمود: نه، اما می ترسم دلم خواستار آن شود و به دنبالش بروم. آنگاه حضرت این آیه (1013) شریفه را تلاوت نمود: شما بهره های پاکیزه خود را در زندگانی دنیای خود بردید و از تمامی آنها بهره ور گشتید (1014)

847- چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟!

روزی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در روز جمعه ای خطبه بلیغی ایراد فرمود و در پایان آن خطبه فرمود:
ایها الناس سبع مصائب نعوذ بالله؛ عالم زل و عابد مل، و مؤمن خل، و موتمن غل و غنی اقل و عزیز ذل و تحقر اعتل؛ ای مردم! هفت مصیبت است که ما از آنها به خدا پناه می بریم: عالمی که بلغزد، عابدی که (از عبادت) ملول و خسته گردد، مؤمنی که فقیر شود، امینی که خیانت کند، توانگری که به فقر در افتد، عزیزی که خوار گردد، بینوایی که بیمار شود.
در این وقت مردی برخاست و پس از تمجید آن حضرت گفت: سؤالی درباره گفتار خدای تعالی دارم که می فرماید: ادعونی استجب لکم؛ مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم (1015). پس چگونه است که ما دعا می کنیم ولی اجابت نمی شود؟
امام علی (علیه السلام) فرمود: دلهای شما در هشت مورد خیانت (بی وفایی) کرد:
1- اینکه خدا را شناختید ولی حقش را آن گونه که بر شما واجب بود ادا نکردید و از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.
2- به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آوردید؛ آنگاه با سنت و روش او مخالفت کردید و شریعت او را از بین بردید. پس ثمره ایمان شما چه شد؟.
3- کتاب خدا را که بر مشا فرود آمده خواندید ولی به آن عمل نکردید. گفتید: به گوش و دل می پذیریم، ولی با آن به مخالفت برخاستید.
4- گفتید: ما راغب بهشتیم ولی در تمام حالات کارهایی انجام می دهید که شما را از بهشت دور می سازد. پس رغبت و شوق شما نسبت به بهشت کجاست؟
5- گفتید: ما از آتش دوزخ می ترسیم، ولی در همه حالات به واسطه گناهان و معاصی خود به سوی دوزخ می روید. پس ترس شما کجا رفت؟
6- نعمت خدای خود را خوردید، ولی سپاسگزاری نکردید.
7- خداوند شما را به دشمنی با شیطان دستور داد و فرمود: ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛ شیطان دشمن شما است شما نیز او را دشمن گیرید (1016) ولی به زبان با او دشمنی کردید و در عمل به دوستی با او برخاستید.
8- عیبهای مردم را برابر دیدگانتان قرار دادید و عیبهای خود را پس پشت انداختید (و آن را نادیده گرفتید) و در نتیجه کسی را ملامت می کنید که خود به ملامت سزاوارتر از اویید.
پس با این وضع چه ادعایی از شما مستجاب گردد در صورتی که شما درهای دعا و راههای آن را بسته اید؟ پس از خدا بترسید و کارهایتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.(1017)