هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

837- خدایش نگه داشت

سید حمیری شاعر بزرگ اهل بیت روزی سوار بر اسب در کنار کوفه ایستاد و خطاب به مردم گفت: هر کسی که یک فضیلتی از علی (علیه السلام) نقل کند که من درباره آن فضیلت شعری نگفته باشم این اسب را به آنچه با من است به او پاداش می دهم.
سپس هر یک از حاضرین شروع کردند به نقل فضایل امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سید حمیری نیز اشعار خود را که متضمن آن فضیلت بود انشاء می کرد.
تا اینکه به ناگه مردی از ابوالوعل مرادی نقل کرد و گفت: من در خدمت علی (علیه السلام) بودم که او مشغول تطهیر و وضو شد برای نماز، لذا کفش خود را از پای بیرون آورد ناگاه ماری داخل کفش آن حضرت شد پس زمانی که حضرت می خواست کفش خود را بپوشد کلاغی به سرعت از هوا فرود آمد و کفش آن حضرت را ربود و بالا برد؛ آنگاه آن را از بالا انداخت تا آن مار از کفش خارج شد.
سید حمیری تا این فضیلت را شنید آنچه را که وعده کرده بود به وی عطا کرد، آنگاه درباره آن فضیلت شعری را به نظم آورد و گفت:
الا یا قوم للعجب العجاب - لخف ابی الحسین و للحجاب
عدو من عداة الجن عبد - بعید فی المرارة من صواب
کریه اللون اسود ذوبصیص - حدید الناب ازرق ذولعاب(1003)

838- معنی حسنه و سیئه

روزی ابو عبدالله جدلی به حضور امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید؛ بحث آن جمع پیرامون آیه شریفه من جاء بالحسنه فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون(1004)

839- منشاء گریه هر مؤمن

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: روزی علی بن ابیطالب (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) نگاه کرد و فرمود: فقال: یا عبرة کل مؤمن ای مایه اشک هر مؤمن؛ حضرت سیدالشهداء به پدر عرض کرد: فقال: انا یا ابتاه؟ مرا می فرمائی ای پدر! حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: آری ای فرزندم فقال نعم، یا بنی لذا در روایاتی دیگر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دختر گرامی خود حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می فرماید: ای فاطمه! هر دیده ای روز قیامت گریان است جز دیده ای که بر مصیبت حسین (علیه السلام) گریه کند که آن دیده خندان و مسرور است و به نعمتهای بهشتی او را بشارت باد.(1005)