هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

829- تغافل در مقابل جاهل

روزی شخصی به علی (علیه السلام) دشنام داد حضرت خود را به تغافل زد و از او گذشت و لقد امر علی الیئم یسبنی فمضیت ثمة لا ینینی می فرماید: به گوش خودم شنیدم کسی را که به من دشنام می داد من به روی خود نیاوردم و با خود گفتم: لابد به علی دیگری بد می گفته است و این نحوه برخورد به روش اخلاقی قرآنی است که در آیه و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما آمده است(995)

830- بیان علت مریضی ها

روزی سلمان فارسی زکام کرده بود و سرخود را بسته بود و در آن حال خدمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید حضرت به سلمان فرمود: سلمان حالت چطور است؟ سلمان عرض کرد: یا ابالحسن سرم درد می کند امیرالمؤمنین حاصل روایت منقوله) فرمود: شش رگ در بدن است که هر گاه تحرکی پیدا کنند خداوند با شش چیز جلو تحرک آنها را می گیرد، اگر در کسی جنون پیدا شود خدا هم سرما خوردگی را به او می دهد، اگر برای کسی زمینه کوری پیدا شود به چشم درد مبتلا می شود (تا چرک و آلودگی ها بدینوسیله از چشم خارج شود) هر گاه زمینه برص پیدا شود مبتلا به دمل (کورک) می شود هر گاه کسی به مرض سل می خواهد مبتلا شود سرفه عارض او می شود تا خلطهای سینه اش پاک شود...(996)

831- اسم امیرمؤمنان اختصاصی است

شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید آیا رواست که به امام قائم (عج) به عنوان سلام بر تو ای امیرمؤمنان سال کرد؟
امام صادق فرمود: نه روا نیست خداوند تنها علی (علیه السلام) را به این اسم نامید.
قبل از علی (علیه السلام) کسی بر این نام نامیده نشده و بعد از او هم جز کافر کسی آن نام را بر خود نبندد.(997)