هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

827- تماس فرشته با علی (علیه السلام)

حمران بن اعین یکی از شاگردان امام باقر و امام صادق علیهم السلام است می گوید: روزی از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
ان علیاً محدثا؛ همانا علی (علیه السلام) محدث بود (991)
او می گوید: من نزد دوستانم آمدم و به آنها گفتم خبر عجیبی برای شما آورده ام، آنها گفتند آن خبر چیست؟ حمران گفت: از اما باقر (علیه السلام) این مطلب را شنیدم دوستان او گفتند تا از آن حضرت نپرسی که چه کسی اخبار آسمانی را به علی (علیه السلام) گزارش می دهد کاری نکرده ای.
حمران می گوید: به حضور امام باقر (علیه السلام) باز گشتم و عرض کردم: سخن شما را برای دوستان خود نقل کردم آنها گفتند: اگر نپرسی که چه کسی اخبار آسمانی را به علی (علیه السلام) می گوید کاری نکرده ای، اکنون آمده ام از شما این را بپرسم.
امام فرمود: یحدثه ملک؛ فرشته ای با او حدیث می گوید حمران عرض کرد: ایا منظورتان این است که علی (علیه السلام) پیغمبر بود؟ امام دست خود را بالا نمود (یعنی نه او پیامبر نبود) سپس فرمود: علی (علیه السلام) در این مورد مانند همدم سلیمان (آصف بن برخیا) و همدم موسی (خضر) یا مانند ذوالقرنین(992) بود (که فرشته به آنها نیز حدیث می گفت) ایا این خبر به شما نرسیده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وفیکم مثله؛ او (علی) در میان شما مانند ذوالقرنین هست (993)

828- علی بنده ای از بندگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

یکی از دانشمندان یهودی به حضور امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمد و پرسید: ای امیرمؤمنان! پروردگارت از چه وقت بوده است؟
امام فرمود: وای بر تو، سؤالی مانند از وقت بوده؟ را در مورد چیزی می گویند، که زمانی نبوده باشد ولی وجودی که همیشه بوده، چنین سؤالی درباره او غلط است پس خدا بدون آنکه قبلی داشته باشد پیش از هر چیزی است او بی آنکه نهایتی داشته باشد پایان پایانها است.
دانشمند یهودی گفت: آیا تو پیامبر هستی؟
امام علی (علیه السلام): مادرت به عزایت بنشیند انما اناعبد من عبید رسول الله: همانا من بنده ای از بندگان رسول خدا هستم (994)

829- تغافل در مقابل جاهل

روزی شخصی به علی (علیه السلام) دشنام داد حضرت خود را به تغافل زد و از او گذشت و لقد امر علی الیئم یسبنی فمضیت ثمة لا ینینی می فرماید: به گوش خودم شنیدم کسی را که به من دشنام می داد من به روی خود نیاوردم و با خود گفتم: لابد به علی دیگری بد می گفته است و این نحوه برخورد به روش اخلاقی قرآنی است که در آیه و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما آمده است(995)