هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

فصل پنجم داستانهای متفرقه از زندگی امام علی (علیه السلام)

(داستانهای این فصل به جهت معلوم نبودن آن از حیث زمانی به یک فصل مجزا اختصاص یافت.)

823- احترام را متوجه باش

روزی دو نفر مرد به حضور امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمدند آن حضرت برای هر کدام از آنها تشکی انداخت یکی از آنها روی آن نشست ولی دیگری از نشستن بر روی تشک خودداری کرد امام علی (علیه السلام) به آن مرد فرمود: بر آن بنشین؛ فانه لا یابی الکرامة الاحمار: خودداری از احترام نمی کند مگر جز الاغ
سپس گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر گاه شخصیت مورد احترام نزد شما آمد او را احترام کنید(987)

824- انواع انسانهای

مردی به حضور امیرمؤمنان علی (علیه السلام) رسید و عرض کرد: ای امیرمؤمنان راهی از راههای نیکی را به من سفارش کن که با عمل به آن نجات یابم؟
امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: ای سؤال کننده! گوش کن، سپس بفهم، سپس یقین و باور کن و سپس آن را عمل کن، بدان که انسانها بر سه دسته اند:
1- زاهد پارسا 2- صابر و مقاوم 3- راغب و فریفته دنیا.
اما زاهد، کسی است که اندوهها و شادی ها از دلش خارج شده نه به چیزی از امور دنیا که به داده شده شاد است و نه از آنچه از دنیا از دستش رفته افسوس می خورد پس چنین کسی آسوده خاطر است.
اما صابر، کسی است که قلباً آرزوی امور دنیا می کند ولی وقتی که به آن رسید هوسهای نفسانی خود را کنترل می نماید تا سرانجام ناخوش و آثار بد آن دامنگیرش نگردد او به گونه ای است که اگر بر دلش آگاه شوی از خویشتن داری و تواضع و دور اندیشی او تعجب کنی.
و اما راغب دنیا؛ کسی است که: هیچ باکی ندارد که از کجا امور دنیا به او می رسد آیا از راه حلال یا حرام، و باکی ندارد که امور دنیا موجب چرکین شدن آبروش گردد خود را هلاک کند و جوانمردی خود را از بین ببرد فردی در گنداب دنیا پریشان و سرگردان است(988)