هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

822- قدر عدالت گستر حق را ندانستند

آخرین سخنان علی (علیه السلام) در بستر شهادت بسیار عجیب و در عین حال عبرت آمیز است آنجا که فرمود: من دیروز رهبر شما بودم امروز مایه عبرت شمایم و فردا از شما جدا خواهم شد.
سپس فرمود: غداً ترون ایامی... فردا ارزش ایام زندگی با من را به خوبی خواهید دانست و مکتونات خاطر و ناراحتی درونیم برایتان آشکار خواهد شد و پس از آنکه جای خالی مرا دیدید و دیگری به جای من نشست کاملاً مرا خواهید شناخت (986)

فصل پنجم داستانهای متفرقه از زندگی امام علی (علیه السلام)

(داستانهای این فصل به جهت معلوم نبودن آن از حیث زمانی به یک فصل مجزا اختصاص یافت.)

823- احترام را متوجه باش

روزی دو نفر مرد به حضور امیرمؤمنان علی (علیه السلام) آمدند آن حضرت برای هر کدام از آنها تشکی انداخت یکی از آنها روی آن نشست ولی دیگری از نشستن بر روی تشک خودداری کرد امام علی (علیه السلام) به آن مرد فرمود: بر آن بنشین؛ فانه لا یابی الکرامة الاحمار: خودداری از احترام نمی کند مگر جز الاغ
سپس گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر گاه شخصیت مورد احترام نزد شما آمد او را احترام کنید(987)