هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

818- قسم نخورید

روزی امیرالمومنین علی (علیه السلام) وارد بازار شد و فرمود: ای جماعت گوشت فروشها! هر کس از شما در گوسفند باد کند از ما نیست.
مردی که به آن حضرت پشت کرده بود، گفت: قسم به کسی که در پس هفت حجاب پوشیده است، هرگز.
امام بر پشت او زد و فرمود: ای گوشت فروش! چه کسی در پس هفت پرده پوشیده شده است؟!
او گفت: پروردگار عالم.
امام فرمود: خطا رفتی، مادرت به عزایت بنشیند بین خدا و خلق او حجابی نیست.
آن مرد درباره کفار قسمی که یاد کرده بود از امام سؤال کرد، امام فرمود: تو به پروردگار خود قسم نخورده ای.(981)

819- علی (علیه السلام) و عدالت

روزی علی (علیه السلام) بعد از ایراد خطبه ای در خصوص تقسیم عادلانه بیت المال فرمود: نزد ما مقداری از بیت المال هست می خواهیم آن را در میان شما تقسیم کنیم فردا همگی بدون استثناء بیایید و سهم خود را بگیرید و هیچ کس اعم از عرب و عجم و اعم از اینکه تاکنون حقوق می گرفته یا نه، غایب نشود.
فردای آن روز همه مسلمانها برای گرفتن سهم خود از بیت المال حاضر شدند البته طلحه و زبیر، عبدالله بن عمر، سعید بن عاص، مروان وعده دیگری از بزرگان و رجال قریش و غیر قریش در این تقسیم به جهت اعتراض به شیوه حضرت شرکت نکردند.
آنگاه امام به منشی و خزانه دار خود عبیدالله بن ابی رافع فرمود: ابتداء اسامی مهاجرین را بخوان و به هر یک از آنها که حاضر شده اند سه دینار بده، سپس سهم انصار را به همین نحو بپرداز و به هر یک از افرادی که حضور دارند اعم از سیاه و سفید بدون استثناء سه دینار بده... .
سهل بن حنیف با اشاره به شخصی عرض کرد: یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) این شخص غلام و برده من بوده که دیروز او را آزاد کردم. حضرت فرمود: به او هم به اندازه تو می دهیم و به هر یک از آن دو نفر سه دینار داد.(982)

820- اما معاویه و عدالت او

پس از شهادت حضرت علی (علیه السلام) معاویه به فرمانداران خود در سراسر کشور نوشت که شهادت هیچ یک از شیعیان و خاندان علی (علیه السلام) را در محاکم قضایی نپذیرند و اضافه کرد که اگر دو نفر شهادت دادند که کسی از دوستداران علی (علیه السلام) و خاندان او است اسمش را از دفتر دولت حذف کنید و حقوق و مقرری او را قطع نمایید و هر کس متهم به دوستی این قوم بود او را شکنجه بدهید و خانه اش را ویران سازید!
امام باقر (علیه السلام) این فاجعه را در روایتی اینگونه بیان می فرماید: شیعیان ما در هر کجا که بودند به قتل می رسیدند، بنی امیه دستها و پاهای اشخاصی را که به گمان از شیعیان ما هستند بریدند... .(983) بنی امیه در بخشنامه های متعددی به مردم هشدار داده بودند که اسم کودکان خود را علی نگذارند.(984)