هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

790- همدم انبیاء و اولیاء علیست

روی حارث حضرت امیر (علیه السلام) را دید که با حضرت خضر در نخیله (953) نشسته که ناگه طبقی خرما از آسمان برای آنها نازل شد و آنها از آن خوردند.
حضرت خضر وقتی خرماها را می خورد هسته های آن را دور می انداخت ول حضرت امیر (علیه السلام) هسته خرماها را در دست خود جمع می کرد.
حارث می گوید: به امام گفتم: که این دانه های خرما را به من ببخش، آن حضرت آنها را به من داد و من نیز آن هسته ها را در زمین کاشتم و آنها نخل خرما شد و خرمایشان آنچنان پاکیزه بود که مثل آن را من ندیده بودم.(954)

791- دختربچه عاشق

ابوالاسود دئلی از یاران امام علی (علیه السلام) است که در رکاب آن حضرت در صفین نیز جنگیده بود، او از شعرای اسلام است و قرآن را در زمان زیاد بن ابیه اعراب و نقطه گذاری کرده است.
یکی از شیوه های معاویه در جذب یاران امام علی (علیه السلام) نسبت به خود، دادن هدیه به آنها بود، لذا روزی ابوالاسود وقتی در منزل خود نبود یاران معاویه به در خانه مردم حلوا و عسل می دادند، از جمله به در خانه اسود نیز حلوائی دادند که دختر اسود آن را گرفت.
اسود وقتی به منزل برگشت دید دخترش مشغول خوردن حلو است، گفت: دخترم! معاویه این حلوا را برای ما و امثال ما می فرستد تا با این طریق ما را از دوستی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برگرداند دختر 5 ساله ابوالاسود فوراً ضمن اینکه معاویه را لعن کرد، رفت و دست در حلق خود کرد تا هر چه حلوا خورده است را برگرداند.(955)

792- قضاوتی جامع و کامل

روزی در دوران خلافت حضرت سه نفر را به محضر امام آوردند، که هر سه نفر به نحوی در قتل فردی شرکت داشته اند یکی از آنان مقتول را نگه داشته بود و دیگری او را کشته بود و شخص سوم در رؤیت و شناسایی مقتول، آنان را یاری کرده بود. امام دستور دادند که فرد اخیر را نابینا کنند و آن کسی که مقتول را گرفته بود را به زندان بیندازند (تا زمان فوت در آن مکان محبوس باشد) و قاتل را در دستور قصاص نفس دادند.(956)