هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

784- منزلت قاری نزد علی (علیه السلام)

روزی جوانی خدمت امام علی (علیه السلام) حضور یافت و اقرار به سرقت کرد امام به او فرمود: انی اراک شاباً لاباس بهیئتک فهل تقرا شیئاً من القرآن، من تو را جوانی می بینم که ظاهری بی عیب و آراسته داری، ایا از قرائت قرآن آگاهی؟
مجرم اظهار کرد: سوره بقره را می خوانم آنگاه امام فرمود: فقد وهبتک یدک لسورة البقره؛ دستت را در مقابل سوره بقره بخشودم(944)

785- امام در برخورد با غلات

غلات عده گمراهی بودند که در زمان علی (علیه السلام)، حضرتش را تا به مرحله الوهیت حق تعالی بالا بردند، آنها وقتی از آن اعتقاد بازنگشتند امام آنها را در آتش سوزاند.(945) و همچنین، روزی مردی خدمت امام آمد که دو مرد از مسلمانان کوفه را در حالی که بت می پرستیده اند را دیده بود. امام به گواهی او اکتفا نکرد لذا کسی را فرستاد تا مطلب بت پرستی آن دو نفر را بررسی کند نماینده اما بت پرستی آن دو مرد را تأیید کرد، آنگاه امام آنان را طلبید و از آنان خواست تا از بت پرستی بازگردند، اما آنان از این عمل خودداری نکرد. سپس امام دستور دادند که آتشی برافرزند و آنان را در آن آتش بیفکنند(946) همچنین امام در دوران حکومت خود دو زن را نیز که روابط غیر مشروع با یکدیگر داشتند را در آتش سوزاند.(947)

786- تنبیه هوس باز شکم پرست

روزی مردی نصرانی که تازه مسلمان شده بود، او را با گوشت خوک بریان شده دستگیر کردند آنگاه او را نزد امام علی (علیه السلام) آوردند. امام پرسید که: چرا چنان کرده است؟
او در پاسخ گفت: من مریض بودم و برای مداوا از آن می خواستم استفاده کنم.
امام در نهایت اظهار داشت که اگر خوک استفاده می کردی بر تو حد می زدم، امام اکنون چنان ضرباتی بر تو فرود آید که دیگر یاد این عمل را ننمایی.(948)