هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

778- نحوه برخورد با مجرمان

جریربن عبدالله بجلی اولین سفیر امام علی (علیه السلام) به سوی معاویه بود که پس از بازگشت از امام فاصله گرفت و در قرقیسا سکونت گزید، حضرت به محل سکونت او رفت و خانه او را خراب کرد و آن را آتش زد. سپس به خانه ثویربن عامر رفت، او از اشراف کوفه بود که به جریربن عبدالله بجلی ملحق شده بود، امام خانه او را نیز سوزاند و خراب نمود (935) تخریب خانه مجرمان در دوره حکومت امام علی (علیه السلام) به این موارد محدود نبود یکی از کارگزاران امام به نام معقلة بن هبیره تخلف مالی نمود و برای گریز از مجازات آن به معاویه پناه برد، امام دستور دادند که خانه او را خراب نمایند.(936) و همچنین حنظله بن ربیع معروف به حنظله کاتب وقتی از امام فاصله گرفت و در جنگ صفین به یاری امام نیامد، امام فرمان داد تا خانه او را خراب کنند.(937)

779- دستور العمل علی (علیه السلام) به محمد بن ابی بکر

در مورد کیفیت برگزاری نماز جماعت با مردم و امام امت شدن و چگونگی رعایت احوال مردم حضرت امیر (علیه السلام) به یار وفادار خود محمد بن ابی بکر، زمانی که او را به فرمانداری مصر گسیل می داشت چنین فرمود:
انظر صلاتک کیف هی؟ فانک امام و لیس من امام یصلی بقوم فیکون فی صلاتهم تقصیر الا کان علیه او زارهم...
ای محمد بن ابی بکر! به نمازت بنگر که چگونه است (و با چه کیفیتی آن را به پا می داری) پس، براستی تو امام جماعت مسلمین هستی. کسی که با قومی نماز بگزارد و امام آنان باشد و آن قوم در نمازشان تقصیر و یا کوتاهی باشد وزر و وبال آنان برگردن امامشان می باشد و چیزی از نماز آن مردم کاسته نخواهد شد و هرگاه نمازشان کامل باشد، امام جماعت مانند پادش همان جمعیت را دارا خواهد بود و چیزی از اجر و پاداش آن نمازگزاران کاسته نخواهد شد.(938)

780- قدر جوانی دانستن

در اشعاری منسوب به علی (علیه السلام) می خوانیم که فرمود:
شیئان لو بکت الدماء علیهما - عینای حتی توذنا بذهاب
لم یبلغ المعشار من حقیهما - فقد الشباب و فرقة الاحباب
اگر چشم های من برای دو چیز تا آنجا اشک بریزند که تا نزدیک به نابودی برسند یک دهم حق آن دو را اداء نکرده ام آن دو عبارتند از: از دست دادن جوانی و فراق و جدایی از احباب و دوستان(939)
سعدی در اشعارش می گوید:
جوانا ره طاعت امروز گیر - که فردا جوانی نیاید زپیر
به غفلت بدادم ز دست آب پاک - چه چاره کنون جز تیمم به خاک
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف - که فرصت عزیز است و الوقت ضیف
و در شعری دیگر علی (علیه السلام) می فرماید:
بر جوانی ام که از دست رفته گریانم، ای کاش، جوانیم باز می گشت، و اگر جوانی به فروش می رسید به فروشنده آن هر چه می خواست می پرداختم، جوانی وقتی در مسیر رفتن قرار گرفت، جستن و یا برگرداندن آن میسر نیست.(940)