هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

763- غذا و لباس ساده امام

یکی از یاران امام علی (علیه السلام) نقل می کند، یک شب هنگام افطار خدمت حضرت علی (علیه السلام) رفتم، حضرت به من فرمود: بر خیز و با حسن و حسین علیهم السلام همسفر باش، آنگاه امام به نماز ایستاد، وقتی نماز امام به پایان رسید. ظرف در بسته ای را جلوی امام گذاشتند، بگونه ای درب غذا بسته شده بود که دیگری نتواند آن را باز کند، امام در ظرف غذا باز کرد و نان جو را در آورد و تناول فرمود: او می گوید: به امام عرض کردم: یا علی! شما سابقه بخل نداشتید چرا غذای خود را اینگونه پنهان و مخفی می کنید؟
امام فرمود: اینکار از روی بخل نیست بلکه نمی خواهم فرزندانم از روی دلسوزی چیزی (مانند روغن یا دوغ) به این غذا اضافه کنند، عرض کردم مگر حرام است؟ فرمود: نه اما رهبری شایسته باید در خوراک و لباس، مانند فقیرترین افراد جامعه خود زندگی کند تا الگوی بینوایان باشد و آنان مشکلات و نداری خود را بتوانند تحمل کنند.(912)
و در جایی دیگر هارون بن عنتره می گوید: در شهر حورنق(913) هوا بسیار سرد بود علی (علیه السلام) را دیدم که تنها لباسی بر خود پیچیده به او گفتم: یا علی! از بیت المال سهمی بردار و برای خود لباسی مناسب تهیه کن حضرت فرمود: چیزی از مال شما بر نمی دارم و این لباس را نیز از مدینه همراه خود آورده ام.(914)
همچنین شخصی در کوفه مرکز خلافت حضرت وقتی لباسهای امام علی (علیه السلام) را کم قیمت و ساده و وصله دار دید با تعجب به امام نگریست و گفت:
چرا لباس شما وصله دار است؟
امام به او فرمود: یخشع له القلب و تذل به النفس و یقتدی به المؤمنون
لباس وصله دار دل را خاشع و نفس اماره را خوار می کند و الگوی مؤمنان می شود.(915)

764- سادگی منزل و زندگی

سوید می گوید: روزی خدمت امام علی (علیه السلام) رسیدم ایامی که همه مردم با امام بیعت کرده بودند و او امام و خلیفه مسلمین بود آن حضرت را دیدم که بر روی حصیر کوچکی نشسته و چیز دیگری در آن خانه وجود نداشت.
سوید می گوید: عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! بیت المال مسلمین در اختیار شماست فرشی برای اتاقهای خود تهیه نمایید می بینم که در خانه شما فرشی جز حصیر وجود ندارد.
امام فرمود: ای سوید! کسی که در راه است و در مسافر خانه ای که زود از آنجا منتقل می شود (دنیا)، ابزار و وسایل فراوانی برای آنجا تهیه نمی کند ما به زودی از این دنیا می رویم و به خانه آخرت رهسپار می گردیم چرا فرشهای قیمتی تهیه کنیم (916)
البته این سادگی در تمامی ابعاد زندگی حضرت بارز بود بهترین غذای امام شیر شتر بود که میل می کردند و گوشت بسیار کم می خوردند، غذای امام را فرزندان و یا همسران و دوستان حضرت نمی توانستند بخورند، پس از جنگ جمل وقتی حضرت در کوفه مستقر شد و کوفیان قصر سفیدی را برای امام بنا کردند حضرت در پاسخ به این کار آنها فرمود: من حاضر نیستم دیوار خانه ام از دیوار منازل بیچارگان بالاتر و خانه ام از خانه مستمندان بهتر باشد(917)
این وضع زندگی امام متقین علی (علیه السلام) است و در آنجایی که دخترش ام کلثوم نان جویی خشک را در سفره پدرش دید اشکش جاری شد در اوایل زندگی خود، امام شبها بر روی پوستی می خوابید که در روز از همان پوست برای علوفه دادن به شتر خود استفاده می کرد به راستی کسی که تمامی سرمایه بیت المال مسلمین کشور اسلامی در اختیار او بود اما خود با مقداری آرد و آب افطار می کرد، بنا به روایتی از امام صادق (علیه السلام) علی (علیه السلام) همیشه از دسترنج خود ارتزاق می کرد نه از بیت المال (918).

765- در انتظار فرشتگان الهی هستم

عبدالله عنوی می گوید: در جنگ جمل علی (علیه السلام) را دیدم که جنگ را شروع نمی کند و گویا انتظار چیزی را می کشد فرماندهان خدمت امام آمدند و گفتند: یا امیرالمؤمنین! دشمن تعدادی از سربازان ما را با تیر زده و به شهادت رسانده چرا دستور حمله را صادر نمی کنید؟
امام فرمود: ای مردم! من در انتظار نزول فرشتگان آسمان می باشم، زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مرا به این مطلب بشارت داده است لذا تا فرشتگان الهی نازل نشوند، دستور جنگ را نخواهم داد.
مدتی گذشت و ما در انتظار بودیم که ناگاه، نسیمی خوشبو از عطر عنبر وزید، با اینکه زره بر تن و کلاه خود بر سر داشتم خنکی آن را احساس می کردیم.
اینجا بود که امام برخاست و زره خود را پوشید و آماده جنگ شد من جنگی را آنچنان بر فتح و پیروزی نزدیک ندیده بودم.(919)