هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

759- تادیب مردی سبک

روزی مرد قد بلند شوخی در مدینه وارد مسجد شد و علی (علیه السلام) را دید که مشغول نماز است، چون اندام امام متوسط و معتدل بود او نعلین امام را برداشت و بر بالای طاق ستون مسجد گذاشت تا امام نتواند نعلی خود را بردارد در نتیجه از او خواهش نماید تا نعلین را پس دهد .
امام علی (علیه السلام) صبر کرد وقتی آن مرد در نماز برای تشهد به زمین نشست دامن پیراهن او را جمع کرد و ستون مسجد را با قدرت شگفت انگیز خود مقداری بلند کرد و پیراهن او را زیر آن گذاشت .
وقتی نماز آن مرد تمام شد دید که هیچ کاری از او ساخته نیست لذا به التماس افتاد تا لباسهای قیمتی او نابود نشود امام هم او نگاه می کرد و می خندید .
وقتی زیاد التماس کرد، امام علی (علیه السلام) فرمود: به شرطی پیراهن تو را آزاد می کنم که قول بدهی دیگر نسبت به مردم این فضولی ها را نکنی .
آن مرد سوگند یاد کرد که دیگر اینگونه رفتارهای زشت را تکرار نکند آنگاه امام (علیه السلام) او را آزاد کرد(908)

760- روش تربیت کودک

برای امام علی (علیه السلام) چند مشک عسل به عنوان بیت المال آوردند پس از چند روز وقتی امام خواست آن را تقسیم کند متوجه شد که عسل یکی از مشک ها دست خورده است.
قنبر را فرا خواند پرسید: عسل را چه کسی برداشته است؟
قنبر گفت: یکی از بچه ها مقداری از سهمیه عسل شما را برداشت.
امام در اینجا دو کار مهم انجام داد که از نظر تربیتی بسیار قابل توجه است اول اینکه کودک را سرزنش کرد دوم آنکه مقداری پول به قنبر داد و فرمود: برو در بازار عسل خریداری کن و بیاور تا بچه ها بخورند.(909)

761- شیری در میدان جنگ

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پس از اتمام حجت با شورشیان بصره و بردباری در آغاز نبرد وقتی دشمن جنگ را آغاز کرد زره خود را پوشیده و پیشاپیش سپاه خود به قلب دشمن زد و حملات شدیدی کرد به گونه ای که دشمن چون روباه از مقابلش می گریخت.
چند بار شمشیر امام (علیه السلام) خم شد که به ناچار به خیمه برگشت تا آن را اصلاح کند اصحاب و فرزندان و مالک اشتر به امام عرض کردند: یا علی! حملات به دشمن را به ما واگذار، ولی امام (علیه السلام) پاسخ نمی داد و دوباره حمله می کرد، و صف های ناکثین را درهم می شکست.
اصحاب اصرار کردند که: اگر به شما آسیبی برسد این دین در خطر می افتد.
حضرت در پاسخ به آنها فرمود: والله ما ارید بما ترون الاوجه الله و الدار الاخرة؛ به خدا سوگند آنچه را می بیند به خاطر خدا و آخرت است (910)