هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

746- مواظبت و دقت در اوقات نماز

در نامه ای حضرت علی (علیه السلام) برای محمد بن ابی بکر زمانی که او را به ولایت مصر گمارده بود نوشت: ارتقب وقت الصلا لوقتها. و لا تعجل بما قبله لفراغ و لا تو خرها عنه لشغل فان رجلا سال رسول الله (ص)...
مراقب اوقات نمازت باش و آن را در وقت مقرر خود به جا آور، به خاطر فراغت، قبل از وقت نماز اقدام به اقامه آن نکن و هم چنین به خاطر کاری که داری آن را به تاخیر نینداز (برای نمازت اهمیت خاصی قایل باش و حساب جدایی برای آن باز کن و هرگز نمازت را تابع چیزهای دیگر قرار نده بلکه سعی کن همه چیز را تابع و پیرو نماز خود کنی) زیرا مردی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از اوقات نماز پرسید؟ حضرت چنین فرمود: جبرئیل در هنگام زوال شمس که آفتاب مقابل حاجب و ابروی راست او بود نازل شد. سپس جبرئیل وقت نماز عصر آمد، که در آن هنگام سایه هر چیزی به قدر و اندازه خود آن چیز گردیده بود. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز مغرب را وقتی که خورشید غروب کرد به جا آورد. آنگاه نماز عشاء را هنگامی که حمره مغربیه زایل شده بود خواند و به جا آورد و سپس نماز صبح را هنگامی که تاریکی آخر شب بود و ستارگان مشبک بودند به جا آورد.
آنگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) اضافه فرمود: ای محمد بن ابی بکر! نمازت را در این اوقات به جا آور و ملزم باش به اینکه کار نیکو انجام دهی و سنت حسنه به جا آوری و راه روش و راست را انتخاب کنی.

747- حماقت منافقی بی آبرو

در دوران زندگی امام علی (علیه السلام) اشعث بن قیس(886) با مردی دعوا داشت و فردای آن روز قرار بود او در محکمه علی (علیه السلام) حاضر شده و محاکمه گردد. اشعث شب حلوایی آماده کرده آن را برای امام برد تا از این راه امتیازی برای محاکمه فردا به دست آورد.
امام (علیه السلام) در را گشود و نگاهی به حلوا کرد و فرمود: اصله ام زکاه ام صدقة فذلک محرم علینا اهل البیت؛ آیا بخششی، یا زکاتی و یا صدقه ای است؟ اینها همه بر ما خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حرام است.
عرض کرد: هدیه است.
امام فرمود: گریه کنندگان در سوگ تو بنشینند آیا از این راه وارد شده ای که مرا بفریبی؟ سوگند به خدا اگر هفت آسمان و زمین را به من بدهند که پوست جوی را از دهان مورچه ای به ستم در آورم نافرمانی خدا را نمی کنم(887).

748- پیام نامردی

علی (علیه السلام) در ابتدای حکومت نامه ای توسط مسوربن مخرمه برای معاویه فرستاد، معاویه صبر کرد تا این که سه ماه بعد از مرگ عثمان در ماه صفر مردی از قبیله بنی عبس و مرد دیگری را از قبیله بنی رواحه خواست و آنگاه سر طومار مهر شده ها را که روی آن نوشته شده بود از معاویه به علی به آنها داد و گفت: این طومار را گرفته و در کوچه های مدینه می گردانید.
آنها از شام خارج شدند و در ماه ربیع الاول وارد مدینه گردیدند. پس از ورود مرد عبسی طومار را گرفته طبق دستور معاویه در کوچه ها گردش می داد مردم از منازل خود خارج شده و به او نگاه می کردند البته مردم می دانستند که معاویه به علی (علیه السلام) معترض است این مرد گذشت تا این که خود را نزد علی (علیه السلام) رساند و طومار را به حضرت داد.
حضرت مهر طومار را شکست اما در آن نوشته ای نیافت پس به رسول فرمود: چه خبر؟
او گفت: من گروهی را ترک کردم که جز به قصاص به چیز دیگری راضی نمی شوند.
حضرت فرمود: از چه کسی؟
گفت: از خودت، سپس افزود: من شام را در حالی ترک کردم که 60 هزار نفر زیر پیراهن که بر منبر دمشق آویزان شده، گریه می کردند.(888)