هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

734- زاهد و عابد

پس از شهادت حضرت علی (علیه السلام) روزی پیش ابن عباس یاد علی (علیه السلام) را کردند. ابن عباس گفت
افسوس! بر ابی الحسن، بخدا قسم! از دنیا گذشت، نه تغییر داد و نه عوض کرد و نه تغییر حال داد، نه جمع مال کرد و نه حق کسی را منع کرد، و جز خدا منظوری نداشت، بخدا سوگند دنیا در برابرش از بند کمتر بود.
در نبرد و میدان جنگ همچو شیری بود و در مجلس علم همچو حکیمی بود از حکیمان، هیهات! که او بدرجات بلندی رسید.(874)

735- مراقب رفتار قاضی

روزی امام علی (علیه السلام) زره خود را که در جنگ جمل گمشده بود را در دست یک نفر یهودی دید، شکایت به محکمه برد یهودی گفت: زره در دست من است شما باید اقامه دلیل بکنید.
در آن مجلس چون شریح قاضی(875) به امام احترام کرد و با یهودی برخورد مناسبی نداشت، امام ناراحت شد و رعایت عدالت را به قاضی به او تذکر داد.
اشتباه دیگر شریح این بود که وقتی امام حسن (علیه السلام) و قنبر در دادگاه شهادت دادند که زره مال امام (علیه السلام) است شریح گفت: شهادت حسن پذیرفته نیست زیرا پسر شماست و باید شاهد دیگر بیاورد.
امام پس از آن ماجرا شریح را به مدت 20 روز از قضاوت عزل کرد و به روستای خودش فرستاد و پس از آن دوباره بعد از مدتی حضرت به او اجازه قضاوت داد(876)

736- حضرت علی (علیه السلام) و شیوه حکومتداری

علی (علیه السلام) در زمان حکومت خود برخوردی انسانی با بقیه ملل حتی کفار داشت و دستورات اکید برای آبادانی مناطق مختلف حتی جویبارهای تخریب شده را صادر کرده است. توجه به ضعفا و مستمندان و یتیمان چه مسلمان و غیر مسلمان و انجام کارهای مردم بدون هیچ گونه توقع و چشمداشتی جز شیوه های اصلی حضرت بوده است.
نوشته اند، وقتی که حضرت مشکل برخی از دهقانان و بزرگان ایرانی را بر طرف کرد، آنان به عنوان قدردانی چهل درهم نزد امام بردند، امام آن مبلغ را از آنها نپذیرفت و فرمود:
انا قوم لا تاخذ معروف ثمناً
ما خاندان به خاطر کار نیکی که انجام می دهیم بها و پولی دریافت نمی کنیم (877).