هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

730- مظهر العجایب

مردی از انس بن مالک شنید: که این آیه درباره علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده (866) (کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است) آن مرد می گوید: نزد علی (علیه السلام) رفتم تا عبادت او را بنگرم خدا گواه است هنگام مغرب نزد او بودم دیدم با یارانش نماز مغرب می خواند و چون فارغ شد به تعقیب نماز مشغول بود تا برخواست نماز عشاء را خواند و به منزلش رفت من با او وارد منزل شدم و در تمام شب نماز می خواند و قرآن تا سپیده دمید آنگاه تجدید وضوء کرد و به مسجد آمد و با مردم نماز خواند و مشغول تعقیب نماز شد، تا آفتاب بر آمد و مردم به او مراجعه کردند آنگاه دو مرد نزد او جهت قضاوت و محاکمه نشستند چون فارغ شد مرد دیگر جای آنها را گرفتند، تا برای نماز ظهر بپاخاست سپس وضوء تازه کرد و با اصحابش نماز ظهر را خواند و مشغول تعقیب بود، تا نماز عصر را با آنها خواند و موقع مراجعه مردم به آن حضرت رسید دو مرد نزد حضرت نشستند وقتی برخاستند دو مرد دیگر جای آنها را گرفتند و او میان آنها قضاوت می کرد، تا آفتاب غروب کرد و من گفتم: خدا را گواه می گیرم که این آیه درباره او نازل شده.(867)

731- احترام به یاران

صعصعة بن صوحان یکی از یاران امام علی (علیه السلام) بود روزی او مریض شد، حضرت به عیادت او رفت و از او دلجویی کرد و برای آنکه او دچار غرور نشود به او هشدار داد که:
ای صعصعة! مبادا از اینکه من به دیدار تو آمده ام نسبت به برادران دینی خود فخر بفروشی، به حال خود بنگر که سخت بیماری، مبادا غفلت کنی و آرزوها تو را بفریبد(868) در یکی از شب ها نیز حارث همدانی خدمت امام رسید و از حضرت درخواست کمک کرد امام علی (علیه السلام) چراغ را خاموش کرد تا چهره او را ننگرد آنگاه به او فرمود: چراغ را برای این خاموش کردم که چهره ات دچار شرم و شکستگی نشود(869)

732- یاد خدا در همه حال

روزی عبدالله بن یحیی به حضور امام علی (علیه السلام) وارد شد و با اجازه بر روی صندلی نشست ولی او از روی صندلی سقوط کرد و سرش شکافت و خون جاری شد، امام دستور داد آب آوردند و خونهای اطراف زخم او را شستند سپس آب دهان مبارکش را بر آن زد تا التیام یافت، آن چنانکه گویا زخم و شکستگی وجود نداشته است سپس به عبدالله فرمود:
(سپاس خداوندی را که گرفتاری ها را کفاره گناهان پیروان ما در دنیا قرار داد)
عبدالله پرسید: مجاز است گناهان ما فقط در دنیاست؟ امام فرمود: آری! مگر نشنیده ای که (الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر) دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.
خداوند پیروان ما را در دنیا از گناهان پاک می کند که فرمود: (ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم(870) یعنی: آنچه از مصیبت ها به شما می رسد از کردار خود شماست). ولی دشمنان ما را در دنیا پاداش می دهد لذا وقتی وارد محشر می شوند سنگینی گناه بر دوش آنان است وارد آتش می شوند.
عبدالله می گوید: پرسیدم یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) امروز گناه من چه بود که مبتلا شدم؟ حضرت فرمود: به هنگام نشستن بسم الله نگفتی آنگاه این مصیبت کفاره گناه تو شد، مگر نی دانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کاری که در آن بسم الله گفته نشود آن کار ناتمام خواهد ماند. عبدالله گفت: پدر و مادرم فدای شما، دیگر بسم الله را ترک نمی کنم(871).