هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

727- معنای رکوع

راوی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید ای پسر عم بهترین خلق خدا معنای کشیدن گردن و سر در رکوع چه می باشد؟ امام می فرماید: تاویلش این است که می گویی:
(آمنت بالله ولو ضربت عنقی. فاذا رکعت فقل: اللهم لک رکعت و لک خشعت و لک اسلمت و یک آمنت و علیک توکلت و انت ربی خشع لک وجهی و سمعی و بصری و شعری و بشری و لحمی و دمی و مخی و عصبی و عظامی و ما اقلت الارض منی لله رب العالمین؛
یعنی: ایمان آوردم به خداوند اگر چه کردنم زده شود هنگام رکوع بگو!
باز پروردگارا! برای تو رکوع می کنم، و برای تو است خشوع من، و برای تو است اسلام من به تو ایمان دارم و بر تو توکل می نمایم، و تو پروردگار منی، خاشع است برای تو صورتم و گوش و چشمم، و مو، و پوستم، گوشت و خون و مغز و اعصابم و استخوانم و آنچه از من است در روی زمین کلاً از خداوند است، که پروردگار عالمیان است)(864)

728- حقیقت وجود انسان

شعری منسوب به امام علی (علیه السلام) است که در آن امام می فرماید:
دوائک فیک و ما تشعر - ودائک منک و ما تنظر
و تحسب انک جرم صغیر - و فیک انطوی العالم الاکبر
وانت الکتاب المبین الذی - با حرفه یظهر المضمر
فلا حاجه لک فی خارج - یخبر عنک بما سطر
یعنی: داروی تو در وجود خود تو نهفته است ولی درک نمی کنی، درد تو نیز هم از خود تو سرچشمه می گیرد دقت نمی کنی، تو فکر می کنی موجود ضعیفی هستی در صورتیکه جهان بزرگ در وجود تو پیچیده است، تو آن کتاب درخشانی هستی که با حرف آن پنهان ها آشکار می شود بنابراین نیازی نداری که به تو بگویند وجودت با چه حروفی نوشته شده است.

729- اوصاف مردی بی نظیر

امام باقر (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند، شیوه امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (علیه السلام) اینگونه بود که چون بندگان خوراک می خورد و بر زمین می نشست و دو پیراهن سنبلانی می خرید و خدمتکار او با اختیار خود جامه بهتر را بر می داشت و خود دیگری را می پوشید، اگر آستین لباسش از انگشتانش بلندتر بود آن را قطع می کرد، و اگر دامنش از روی پایش می گذشت آن را می چید، پنج سال خلیفه مسلمین بود نه آجری بر آجری گذاشت و نه خشتی بر خشتی، و نه دهی را مالک شد و نه پول نقره یا طلائی بجا گذاشت به مردم نان گندم و گوشت می خورانند، ولی وقتی خود به منزل بر می گشت نان جو با سرکه می خورد، هر گاه با دو کار خدا پسند مواجه می شد آن که سخت تر بود را انتخاب می کرد، هزار بنده را با دسترنج خود آزاد کرد که بر اثر زحمت آن کارها دستش خاک آلود و از چهره اش عرق ریخته می شد او در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و نزدیک ترین مردم در عبادت به او همانا علی بن الحسین سیدالساجدین (علیه السلام) بود و کسی بعد از او کسی توان کار او را نداشت(865)