هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

726- آراستگی ظاهر

علی (علیه السلام) با همه سادگی که داشت از وضع ظاهری خود غافل نبود و در عین سادگی بهداشت و نظافت را رعایت می کرد و به زیبائیها ظاهری نیز اهمیت می داد، یکی از این زیبائیها استفاده از انگشتر عقیق و فیروزه و یاقوت سرخ و انگشتری از آهن چینی (862) بود که استفاده می کردند.
امام صادق می فرماید: نقش انگشتر حضرت علی (علیه السلام) (الله الملک) بود و انگشتر یاقوت را برای شرافت و بزرگی و عقیق سرخ را برای محفوظ ماندن و انگشتر فیروزه را برای پیروزی و شادابی برانگشت می کردند.
علی بن مهزیار می گوید: بر امام هفتم (علیه السلام) وارد شدم انگشتری در دست داشت که جمله (الله الملک) بر آن نوشته بود و من زیاد به آن نگاه می کردم، امام هفتم (علیه السلام) فرمود: چرا اینقدر نگاه می کنی، این سنگی است که جبرئیل برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هدیه آورده و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن را به علی (علیه السلام) بخشید، حالا که آنهم به ما رسید، سپس امام فرمود: آیا می دانی نام این سنگ چیست؟ عرض کردم: به فارسی فیروزه می گویند، حضرت فرمود: نام عربی آن ظفر است.(863)

727- معنای رکوع

راوی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید ای پسر عم بهترین خلق خدا معنای کشیدن گردن و سر در رکوع چه می باشد؟ امام می فرماید: تاویلش این است که می گویی:
(آمنت بالله ولو ضربت عنقی. فاذا رکعت فقل: اللهم لک رکعت و لک خشعت و لک اسلمت و یک آمنت و علیک توکلت و انت ربی خشع لک وجهی و سمعی و بصری و شعری و بشری و لحمی و دمی و مخی و عصبی و عظامی و ما اقلت الارض منی لله رب العالمین؛
یعنی: ایمان آوردم به خداوند اگر چه کردنم زده شود هنگام رکوع بگو!
باز پروردگارا! برای تو رکوع می کنم، و برای تو است خشوع من، و برای تو است اسلام من به تو ایمان دارم و بر تو توکل می نمایم، و تو پروردگار منی، خاشع است برای تو صورتم و گوش و چشمم، و مو، و پوستم، گوشت و خون و مغز و اعصابم و استخوانم و آنچه از من است در روی زمین کلاً از خداوند است، که پروردگار عالمیان است)(864)

728- حقیقت وجود انسان

شعری منسوب به امام علی (علیه السلام) است که در آن امام می فرماید:
دوائک فیک و ما تشعر - ودائک منک و ما تنظر
و تحسب انک جرم صغیر - و فیک انطوی العالم الاکبر
وانت الکتاب المبین الذی - با حرفه یظهر المضمر
فلا حاجه لک فی خارج - یخبر عنک بما سطر
یعنی: داروی تو در وجود خود تو نهفته است ولی درک نمی کنی، درد تو نیز هم از خود تو سرچشمه می گیرد دقت نمی کنی، تو فکر می کنی موجود ضعیفی هستی در صورتیکه جهان بزرگ در وجود تو پیچیده است، تو آن کتاب درخشانی هستی که با حرف آن پنهان ها آشکار می شود بنابراین نیازی نداری که به تو بگویند وجودت با چه حروفی نوشته شده است.