هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

724- چهار دستور برای صحت بدن

روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود: اگر چهار دستور را رعایت کنی از طبیب و درمانهای طیب بی نیاز خواهی شد، و آن چهار دستور این است: (لا تجلس علی الطعام الا و انت جائع، و لا تقم عن الطعام الا و انت تشتهیه، وجود المضغ، و اذا انمت فاعرض نفسک علی الخلاء؛ یعنی: 1- جز هنگامی گرسنگی در کنار غذا برای خوردن آن ننشین 2- در حالی که میل و اشتها به غذا دارای از غذا داری از غذا دست بکش 3- در جویدن غذا مراقب باش تا خوب خرد گردد 9- قبل از خواب به دستشویی برو و قضاء حاجت کن)(859)
و در دستور دیگری فرمود: از سرما در آغازش (پائیز) بپرهیز و در آخرش (نزدیک بهار) به استقبالش بروید زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند، در آغاز خشک و در آخر برگ می آورد.(860)

725- درهم کوبنده دشمنان

امام حسن (علیه السلام) می فرماید: هیچ پرچمی از دشمن جلوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیامد، الا اینکه آن حضرت با آن نبرد کرد و سرنگونش کرد و یارانش مغلوب می شدند و یا خواری بر می گشتند.
و علی (علیه السلام) با شمشیر ذوالفقار خود به هر کسی که می زد زنده نمی ماند و نجاتی برایش باقی نمی ماند و چون نبرد می کرد جبرئیل سمت راست او بود و میکائیل سمت چپش و ملک الموت در برابر آن حضرت در میدان می بودند.(861)

726- آراستگی ظاهر

علی (علیه السلام) با همه سادگی که داشت از وضع ظاهری خود غافل نبود و در عین سادگی بهداشت و نظافت را رعایت می کرد و به زیبائیها ظاهری نیز اهمیت می داد، یکی از این زیبائیها استفاده از انگشتر عقیق و فیروزه و یاقوت سرخ و انگشتری از آهن چینی (862) بود که استفاده می کردند.
امام صادق می فرماید: نقش انگشتر حضرت علی (علیه السلام) (الله الملک) بود و انگشتر یاقوت را برای شرافت و بزرگی و عقیق سرخ را برای محفوظ ماندن و انگشتر فیروزه را برای پیروزی و شادابی برانگشت می کردند.
علی بن مهزیار می گوید: بر امام هفتم (علیه السلام) وارد شدم انگشتری در دست داشت که جمله (الله الملک) بر آن نوشته بود و من زیاد به آن نگاه می کردم، امام هفتم (علیه السلام) فرمود: چرا اینقدر نگاه می کنی، این سنگی است که جبرئیل برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هدیه آورده و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آن را به علی (علیه السلام) بخشید، حالا که آنهم به ما رسید، سپس امام فرمود: آیا می دانی نام این سنگ چیست؟ عرض کردم: به فارسی فیروزه می گویند، حضرت فرمود: نام عربی آن ظفر است.(863)