هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

723- مست جام ولایت علی (علیه السلام)

روزی علی (علیه السلام) یکی از شیعیانش را که مدتهای مدیدی او را ندیده بود دیدار کرد، با اینکه نشانه های پیری در صورت او معلوم شده بود و لیکن هنوز چابک و قوی راه می رفت.
حضرت به او فرمود: پیر شدی ای مرد. او عرض کرد: در اطاعت از تو عمر سپری شده و پیر شدم، ای امیرالمؤمنین (علیه السلام).
حضرت فرمود: چابک هم راه می روی، عرض کرد، بقصد دشمنانت (نابودی دشمنان) اینگونه می روم ای امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضرت فرمود: هنوز در تو توان و نیروئی باقی مانده است؟
عرض کردم: تقدمی آستانت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام).(858)

724- چهار دستور برای صحت بدن

روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود: اگر چهار دستور را رعایت کنی از طبیب و درمانهای طیب بی نیاز خواهی شد، و آن چهار دستور این است: (لا تجلس علی الطعام الا و انت جائع، و لا تقم عن الطعام الا و انت تشتهیه، وجود المضغ، و اذا انمت فاعرض نفسک علی الخلاء؛ یعنی: 1- جز هنگامی گرسنگی در کنار غذا برای خوردن آن ننشین 2- در حالی که میل و اشتها به غذا دارای از غذا داری از غذا دست بکش 3- در جویدن غذا مراقب باش تا خوب خرد گردد 9- قبل از خواب به دستشویی برو و قضاء حاجت کن)(859)
و در دستور دیگری فرمود: از سرما در آغازش (پائیز) بپرهیز و در آخرش (نزدیک بهار) به استقبالش بروید زیرا در بدنها همان می کند که با درختان می کند، در آغاز خشک و در آخر برگ می آورد.(860)

725- درهم کوبنده دشمنان

امام حسن (علیه السلام) می فرماید: هیچ پرچمی از دشمن جلوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیامد، الا اینکه آن حضرت با آن نبرد کرد و سرنگونش کرد و یارانش مغلوب می شدند و یا خواری بر می گشتند.
و علی (علیه السلام) با شمشیر ذوالفقار خود به هر کسی که می زد زنده نمی ماند و نجاتی برایش باقی نمی ماند و چون نبرد می کرد جبرئیل سمت راست او بود و میکائیل سمت چپش و ملک الموت در برابر آن حضرت در میدان می بودند.(861)