هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

721- ارادتمندی، سعادتمندی

حجاج بن یوسف دو تن از دوستان علی (علیه السلام) را دستگیر کرد به یکی از آنها گفت: از علی بیزاری بجو! او گفت:! اگر این کار را نکنم تو چه خواهی کرد؟ حجاج گفت: به خداوند تو را می کشم یا با بریدن دو دست یا دو پایت هر کدام را می خواهی خود انتخاب کن.
او گفت: ای حجاج روز قصاص (قیامت) می رسد تو خود هر کدام را می خواهی اختیار کن.
حجاج گفت: بخدا زبان تیزی داری، پروردگارت کجاست؟ او گفت: در کمین هر ستمکار، حجاج دستور داد هر دو دست و پای او را بریدند و بدارش زدند: حجاج سراغ رفیق او رفت آنگاه از او پرسید: تو چه می گویی؟ او نیت گفت: من نیز هم عقیده رفیق خود هستم، حجاج دستور داد تا گردن او زدند و سپس به دار آویختند.(855)

722- نماز جمعه

امام علی (علیه السلام) فرمود: حاضران در نماز جمعه سه دسته اند، دسته اول آنهائی هستند که با تواضع و آرامش، پیش از امام حاضر می شوند و نماز جمعه اینها کفاره گناهانشان است تا جمعه دیگر و به اضافه سه روز هم بیشتر، چون خداوند می فرماید هر که حسنه ای انجام دهد ده برابر آن را دارد. (856)
دوم مردمی که با جنجال و تملق و دلتنگی حاضر شوند، این مردم هم گناهانشان ریخته می شود.
سوم، مردمی که در حال خطبه امام می آیند که این خلاف سنت است و او از آن دسته است که چون از خداوند درخواستی کند خداوند اگر بخواهد به او عطا می کند و اگر نخواهد محرومش خواهد کرد(857)

723- مست جام ولایت علی (علیه السلام)

روزی علی (علیه السلام) یکی از شیعیانش را که مدتهای مدیدی او را ندیده بود دیدار کرد، با اینکه نشانه های پیری در صورت او معلوم شده بود و لیکن هنوز چابک و قوی راه می رفت.
حضرت به او فرمود: پیر شدی ای مرد. او عرض کرد: در اطاعت از تو عمر سپری شده و پیر شدم، ای امیرالمؤمنین (علیه السلام).
حضرت فرمود: چابک هم راه می روی، عرض کرد، بقصد دشمنانت (نابودی دشمنان) اینگونه می روم ای امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضرت فرمود: هنوز در تو توان و نیروئی باقی مانده است؟
عرض کردم: تقدمی آستانت یا امیرالمؤمنین (علیه السلام).(858)