هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

713- توجه به وضع اقتصادی مردم

علی (علیه السلام) به یکی از فرماندهان خود بنام قرظة بن کعب انصاری بخاطر اینکه مردم منطقه حکومتی او دچار مشکل اقتصادی شده بودند می نویسد:
مردانی از اهل ذمه از حوزه فرمانداران تو گفته اند که در زمینهایشان نهری داشته اند که پر و خشک شده است، پس در مشکلات اقتصادی آنها مطالعه کن. و آن نهر را اصلاح کن!
بجان خودم سوگند! اگر آبادانی شود و مردم تأمین گردند بهتر از آن است که از آنجا کوچ کنند و ناتوان گردند، و از انجام کارهایی که به صلاح مملکت است باز مانند (841)
لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود: کان امیرالمؤمنین یکتب یوصی بفلاحین خیراً؛ امیرالمؤمنین (علیه السلام) همیشه در نامه به کارگزاران حکومتی خود سفارش کشاورزان را می کرد.
و در حدیثی دیگر، امام صادق (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) همواره بیل می زد و نعمتهای نهفته در دل زمین را استخراج می کرد.(842)

714- کار کردن افتخار اوست

علی (علیه السلام) از راههای گوناگونی به کار و تولید توجه می نمود.
- در جوانی شتری داشت که با آن باغستانهای مردم را آب می داد و از بابت آن اجرت می گرفت.
- و با شتر از راههای دور آب آشامیدنی به شهر می آورد و اجرت یم گرفت.
- کشاورزی و درختکاری و باغداری را دوست می داشت و باغات زیادی را در اطراف مدینه به وجود آورد.
- چاه می کند، وقتی از چاه ها آب فواره می زد آن را وقف مسافران و حجاج بیت الحرام می کرد.
- گاهی دوستان حضرت اصرار می کردند که بیل را از دست امام (علیه السلام) بگیرند و او را در کارش کمک کنند لیکن آن حضرت مانع می شد و به کار خود ادامه می داد(843)
- فرزندان و همسران خود را نیز به کار و تولید تشویق می نمود، آنان نیز لباس های مورد احتیاج خود را از پشم ریسی فراهم می نمودند و خود آنرا می بافتند(844)
- برخی از نخلستانها را وقف همسران و فرزندان خود می کرد تا محتاج دیگران نباشند.(845)

715- بی تکلف زیست

ابومخنف لوط بن یحیی نقل می کند:
پس از جنگ جمل امام علی (علیه السلام) برای مردم سخنرانی هائی می کرد که در یکی از آنها فرمود:
ما نقمون علی یا اهل البصرة ای مردم بصره چرا به من ایراد می گیرید؟.
آنگاه در حالی که اشاره به پیراهن خود می کرد ادامه داد:
والله انهما لمن غزل اهلی؛ سوگند به خدا! این دو لباس مرا که می بینید از بافته های اهل خانه ام می باشد
سپس اشاره کرد، به کیسه ای که همراه خود داشت و در آن مختصری نان خشک بود فرمود:
والله ما هلی الا من غلتی بالمدینه؛ سوگند به خدا این خوراک مختصری که به همراه دارم از غله خود من در مدینه است.
آنگاه خطاب به مردم فرمود: اگر من از نزد شما مردم بصره خارج شوم و زیاده از آنچه دیدید برداشته باشم در نزد خدا از خیانتکاران می باشم (846) و در روایات است که حضرت مشابه همین سخنرانی را نیز برای مردم کوفه ایراد کرد.(847)